آنها نشانه ى احتياج آنها است بآفريننده شان .
تفسير حسينى : نوشته است : در تفسير زاهدى آورده كه معنى سخن آن است كه اگر كافران مرا سجده نكنند چه زيان كه سايه هاى موجودات مرا خضوع و خشوع ميكنند .
« مِنْ فَوْقِهِمْ » 50 مجمع : بعضى گفتهاند : يعنى ملائكه كه ما فوق آن آدميزادها هستند ميترسند و ديگران گفتهاند : يعنى ملائكه از خداوند كه مسلَّط و ما فوق آفرينش است ميترسند .
مثنوى در دفتر سوّم در قصّه ى آنكه به زمان داود روزى حلال ميخواست و روزى گاوى به خانه ى او وارد شد سجده ى موجودات را چنين ساخته است :
نظم و تجنيس و قوافى اى عليم
بنده ى امر تواند از ترس و بيم
چون مسبّح كرده اى هر چيز را
ذات بىتمييز و با تمييز را
هر يكى تسبيح بر نوعى دگر
گويد و از حال آن اين بىخبر
آدمى منكر ز تسبيح جماد
و آن جماد اندر عبادت اوستاد
بلكه هفتاد و دو ملَّت هر يكى
بى خبر از يكدگر اندر شكى
چون دو ناطق را ز حال همدگر
نيست آگه چون بود ديوار و در
چون من از تسبيح ناطق غافلم
چون بداند سبحه ى صاحب دلم
هست سنّى را يكى تسبيح خاصّ
هست جبرى را ضد آن در مناص
سنّى از تسبيح جبرى بىخبر
جبرى از تسبيح سنّى بىاثر
« وَلَه الدِّينُ واصِباً » 52 طبرى : يعنى براى خداوند است اطاعت و اخلاص دائم و ثابت و واجب .
مجمع : بعضى گفتهاند : يعنى براى خدا است دين خالص و اطاعت فقطَّ و بعضى گفتهاند : يعنى براى او است ملك ثابت بىزوال .
« وَيَجْعَلُونَ لِما لا يَعْلَمُونَ » 56 مجمع : مجاهد و قتاده گفتهاند : يعنى مشركين از اين نعمتها كه دادهايم بخشى معيّن ميكنند براى چيزهائى كه خود