تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
شكيبائى جميل و كمال خوشخوئى است كه هيچ بيقرارى و شكوه كس از من نميبيند . « وَابْيَضَّتْ عَيْناه مِنَ الْحُزْنِ » 85 فخر : يعنى از غصّه آب در چشم يعقوب جمع بود و پيوسته بواسطه ى سفيدى آب چشم چشمانش سفيد بود ، و مقصود از اين جمله كورى چشم نيست چون اندوه و حزن موجب كورى چشم نيست . و بعضى گفته - اند : اندوه و گريه ى هميشگى موجب كورى است و مقصود از اين جمله كورى يعقوب است . و بعضى گفته‌اند : كور نشد و ديد چشمش بسيار ضعيف شد ، و كلمه ى « حزن » با فتح حاء و زاى نيز قرائت شده است . ابو الفتوح : بعضى گفته‌اند : اين جمله كنايه است از مدّت انتظار ، چنان كه ما در فارسى ميگوئيم : چشم ما به راه از انتظار سفيد شد . كشف نوشته است : گريستن كه از بهر حقّ باشد دو قسم است : گريستن به چشم و گريستن بدل ، گريستن به چشم گريستن تائبان است كه از بيم اللَّه بر ديدار معصيت خويش گريند ، و گريستن بدل گريستن عارفان است كه از اجلال حقّ بر ديدار عظمت گريند . گريستن تائبان از حسرت و نيازست ، گريستن عارفان از راز و ناز است . « لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّه إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ » 87 مجمع : حسن بصرى و قتاده و عمر بن عبد العزيز « روح » با ضمّ راء خوانده‌اند بمعنى جان و مقصود آن حقيقت از سوى خدا است . روح البيان : در اين جمله اشاره است كه نااميدى و ترك طلب حقيقت كفر است ، و در مثنوى است :
گفت آن يعقوب با اولاد خويش جستن يوسف كنيد از جدّ بيش
هر كسى خود را در اين جستن بجدّ هر طرف رانيد شكل مستعد
گفت از روح خدا « لا تياسوا » همچو گم كرده پسر رو سو بسو
از ره حسّ دهان پرسان شويد گوش را بر چار راه او نهيد
هر كجا بوى خوش آيد بو بريد سوى آنكه آشناى آن سريد
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 214 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )