است در حكومت حاكم تو عدالت شرط نيست ؟ بنگر كه اللَّه تعالى عدل با توحيد چگونه مقرون كرد تا آنجا كه بر توحيد گواهى مىدهد عدل به شرط كرد .
طبرى : محمّد بن جعفر بن زبير گفته است : خدا و ملائكه و صاحبان علم شهادت دادند بر خلاف آنچه علماى مسيحى نجران مىگفتند و آنكه شهادت را قضاوت معنى كرده است بر خلاف لغت عرب است و چنين معنى نه در لغت عرب معلوم شده است و نه در عجم .
ابو السّعود : يعنى به پا مىدارد عدالت را در همه چيز و گفتهاند : يعنى غير از خدا نيست خدائى بپايدارنده ى عدالت ، و بعضى قرائت كردهاند : « قائم بالقسط » با صداى جلو و رفع در « قائم » و معنى چنين مىشود : نيست خدائى مگر آنكه با عدالت است .
فخر : يعنى اجراى امورش بر استقامت است . و نيز نقل كردهاند : يعنى بندگانرا بعدل پاداش دهد و بسزا جزا دهد .
فى ظلال : يعنى عدل بدرستى وابسته به او است چون يكتائى و وحدت مطلق استوار كننده ى عدل مطلق است و اگر دو تائى حكمى كنند يك نواخت نباشد و عدل حقيقى فراهم نشود اين است كه عدالت و وحدت در طبيعت پيوند با هم شدهاند كه هر يك به ديگرى وابسته است .
« لا إِله إِلَّا هُوَ ) * - تا آخر » 18 طبرى : يعنى غير از آن يگانه ى واقعى ديگرى شايسته نيست كه معبود باشد و پرستش شود .
ابو الفتوح : از صادق عليه السّلام پرسيدند چرا اين جمله تكرار شده است ؟
در جواب فرمود : در اوّل اثبات و اخبار بتوحيد شده است ، دوّم براى دستور و بيان وظيفه است كه چون دانستيد خدا يكى است پس همگى به اين حقيقت مؤمن باشيد و بگوئيد خدا يكى است و چيره است بر همه و محكم كار است .
« إِنَّ الدِّينَ » 19 طبرى : معنى دين در اين جمله فرمانبردن و خارشدن است ، و معنى اسلام تن در دادن و انقياد است با خارى و فروتنى .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 37
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٧