كسى را دانم اهل استقامت
كه باشد بر سر كوى ملامت
ز اوصاف طبيعت پاك مرده
باطلاق هويّت جان سپرده
برفته سايه و خورشيد مانده
تمام از گرد خود دامن فشانده
سخن ما : 1 - جمله ى : « بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ » مىگوئيم :
مثنوى گفته است :
اى برادر تو همين انديشه اى
ما بقى خود استخوان و ريشه اى
گر گلست انديشه ى تو گلشنى
ور بود خارى تو هيمه گلخنى
در آفرينش خداوند برترى انسان بر ديگر موجودات بواسطه ى فكر و انديشه او است كه تمام مظاهر تمدّن و تكامل بشر و نمودارى اسرار آفرينش كه پيوسته در فزونى است مولود فكر و عقل و نيروى تخيّل آدمى است و هر فرد بهر اندازه كه درجه ى فكر او باشد به همان اندازه برترى و امتياز بر ديگران پيدا مىكند ، پس اگر شخصى فكرش به كارهاى ثابت و مفيد براى حقّ بود و موجب ثبات اجتماع و تقويت افكار ديگران شد كه آن هم يكى از وسايل توسعه ى آفرينش خداوند است البتّه فكر و انديشه ى اينجور آدم كه حقيقت انسانيّت او است ثابت است چون اثر همانند او كه تقويت و پيشرفت افكار ديگران است از آن پيدا مىشود ، پس تا هر وقت افكار و انديشه هاى صالح و شايسته ى مولود فكر آن شخص در جهان باقى باشد پس همان شخص كه حقيقت او فكر و انديشه ى او است پايدار است و ثابت دنبال اين مقدّمه مىگوئيم : آنهائيكه براى پيشرفت اسلام و تربيت بشر كوشش كردند و تا پاى جان ايستادگى نمودند وسيله ى پيدايش و پايدارى آدميّت شدهاند و عامل مؤثّر و كمك مهمّ در توسعه ى بالاترين مرتبه ى آفرينش خدا بودهاند كه افزايش و پيشرفت تربيت باشد و اصلاح وحشيهاى انساننما ، از اينجهت اين - گونه مردم علاوه بر اينكه نمردهاند هرچه دامنه ى عمل آن روزشان وسيعتر مىشود امروز زندگى آنها نمودارتر مىشود و جهت اينكه در آيه بالخصوص نام كشتگان در راه خدا برده شده است با اينكه همه ى مردمان صالح در عالم دائمى خداوندى