مىدانند چه وقت دوستانشان بفيض شهادت مىرسند ، از آن شادند كه آنها از كرامت و فضل خدا بهره مند خواهند شد .
« لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ » 170 مجمع : يعنى آنهائيكه هنوز ملحق بشهداء نشدهاند و در آينده بدرجه ى آنها مىرسند ، و بعضى گفتهاند : يعنى : شهيدان شادند به آنهائيكه ملحق بدرجه ى آنها نيستند و بمقام شهادت نرسيدهاند چون مىدانند كه آنها مسلمان هستند و خوف و اندوه ندارند .
« مِنْ خَلْفِهِمْ » 170 شايد براى توضيح باشد كه شهداء شادند به مسلمانان زنده كه هنوز ملحق به آنها نشدهاند ، چون زنده ها و ملحق نشده ها بسيار هستند هم مؤمن و هم كافر ولى با جمله ى « من خلفهم » توضيح شده است آنهائيكه در پشت سر و باقى مانده ى شهيدانند زيرا معلوم است كه آنها مسلمانان هستند .
« يَسْتَبْشِرُونَ ) * الخ » 171 ابو الفتوح : كلمه ى « نعمة » نكره و نامعيّن است تا معلوم شود كه نعمت آن عالم براى شهيدان نامحدود است و چون مقيّد شده است كه از جانب خدا است ارزش آن بيشتر معلوم مىشود .
« وَأَنَّ اللَّه لا يُضِيعُ » 171 همزه ى ( انّ ) دو جور قرائت شده است با فتح و كسر ، و عبد اللَّه مسعود بىواو قرائت كرده است .
ابو الفتوح : ابو هريره از پيغمبر ( ص ) روايت كرده است : زخم شمشير بر بدن آنكه جهاد كند و شهيد شود مانند قرصه ( نشكون ) درد و ناراحتى دارد .
و نيز روايت شده است كه گاز دهان مورچه سختتر است از زخم نيزه و شمشير بر بدن شخص شهيد به راه خدا .
« الَّذِينَ اسْتَجابُوا » 172 طبرى : دنباله ى آيت پيش است يعنى خدا ضايع نمىكند مزد كسانى كه اجابت كردند دعوت پيغمبر را و با همه ى زخم و جراحت روانه بسوى حمراء الاسد شدند .
ابو الفتوح نوشته است : جابر بن عبد اللَّه انصارىّ گويد : پدر مرا كشته بودند و او هفت دختر رها كرده بود من گفتم يا رسول اللَّه چه فرمائى مرا دانى كه پدر به من
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 274
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٧٤