سرى سقطى گفت : در خواب چنان نمود مرا كه گفتى : يا سرى ، خلق را بيافريدم ، لختى دنيا ديدند در آن آويختند لختى بلا ديدند در بهشت و عافيت گريختند لختى از بلا نينديشيدند محنت بجان و دل بازگرفتند و نعمت وصال ما خواستند شما از كدام گروهيد و چه خواهيد ؟ سرى گفت : جواب دادم كه « إِنَّكَ لَتَعْلَمُ ما نُرِيدُ » . « 1 »
فخر : بعضى گفتهاند روح آنها زنده است ، و بعضى گفتهاند : با همان بدن هاشان زنده هستند .
عبده : بهتر آن است كه بگوئيم چون بوسيله ى وحى و نبوّت بما رسيده است كه آنها زنده هستند ، پس ما معتقديم كه اين زندگى غيبى است كه از حقيقت و چگونگى آن نبايد گفتگو كنيم و بيش از آنچه بما گفتهاند نبايد چيزى بگوئيم .
تأويلات كاشانىّ : يعنى خواه آنهائى كه براى راه خدا و جهاد كوچك خود را مهيّا كردند و اقدام بجنگ كردند تا كشته شدند ، و يا آنان كه بجهاد اكبر و كشتن نفس و ريشه كن كردن خواهشها خود را بكشند در هر صورت زنده هستند بحيات حقيقى و دور هستند از پليديهاى طبيعت .
« يُرْزَقُونَ فَرِحِينَ » 170 ابو الفتوح : ابن سميقع فارحين قرائت كرده است و هر دو بيك معنى است .
زمخشرى : جمله ى « يرزقون » تأكيد حيات و زندگى آنها را مىفهماند .
« فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّه مِنْ فَضْلِه » 170 كشّاف : آن فضل كه ايشان را فرح - آور است ، شهادت است و كرامتى كه به آنها رسيده است و از خويشان خود جلو افتاده - اند و به نعمتهاى ابدى و اصل شدهاند .
« وَيَسْتَبْشِرُونَ » 170 ابو الفتوح : بعضى گفتند : يعنى شهيدان شادند بايمان و فكر و عمل خويشانشان كه زنده هستند چون خدا آنها را همه روز از حال زندگان خبردار مىكند ، و بعضى گفتهاند : چون از حال اينها خبردار هستند و
هامش
( 1 ) يعنى البّته كه تو ميدانى ما چه ميخواهيم .