كردهاند . ( 87 )
ابو مخنف ، يكى از قديمترين و بهترين مورخان عرب است و دانشمندانى چون ولهاوزن
) Wellhausen (
( 88 ) و ديگران مطالعه نقدآميز جامعى بر روى آن كردهاند . اخيرا ارزولا سزگين
) Ursula Sezgin (
در اثر تحسين انگيزش تحت عنوان ابو مخنف ، ( 89 ) اين مأخذ را مورد بررسى قرار داده است . همگى به طور كلى آن را معتبرترين مآخذ و موثقترين نويسنده در رويدادهاى كربلا و عراق در تحت حكومت امويان دانستهاند .
اين مطلب اكنون روشن شده است كه ابو مخنف مطالب را از اسلاف خود و يا مآخذ دوردست نمىگيرد بلكه با تحقيق از همهء افرادى كه مىتوانستند اطلاعات دست اول را ارائه دهند و يا خود در صحنه حاضر بوده و مطلب را ديده يا شنيده بودند و حتى از مخالفين نقل مىنمايد . سلسلهء راويان او يك واقعيّت است نه تنها به شكل اسمى و هميشه خيلى كوتاه مىباشد . ابو مخنف اغلب خبر شاهد عينى را تنها با يك واسطه بين خود و مآخذ خبر ، روايت مىكند . ( 90 )
گيب
) Gibb (
اظهار نظر مىكند كه ابو مخنف در نقل رواياتش ديدگاه عراقى يا كوفى را مد نظر داده است نه ديدگاه تشيّع را . ( 91 ) موضعگيرىهايش بدون شكّ در جهت عراقيان و عليه سوريان ، له على ( ع ) و عليه امويان مىباشد . در عين حال به عقيده ولهاوزن تعصّب زيادى ، حد اقل به آن اندازه كه واقعيّتى را وارونه جلوه دهد ، در آن وجود ندارد . ( 92 )
مقتل ابو مخنف از طرق مختلف نيز به ما رسيده است . در عين حال ، طبرى ، براى اولين بار اين اثر را تماما به كار برده و از اين رو مأخذ اصلى مىگردد . در اكثر حالات ، طبرى مستقيما از ابو مخنف روايت مىكند ولى در تعداد كمى از احاديث نيز از هشام بن محمد الكلبى ، كه بدون شك اكثر آنها به خود ابو مخنف هم بر مىگردد ، نقل مىنمايد .
طبرى گاهى اوقات روايت خود را با جمله « ابو مخنف از فلان و به همان روايت كرد . . . » و در موارد ديگر با عبارت : « هشام ابن الكلبى از ابو مخنف از فلان و به همان روايت كرد . . . » شروع مىكند .
اين مطلب دلالت بر اين دارد كه در حالت اول طبرى مستقيما از ابو مخنف روايت مىكند و در حالت دوم ابو مخنف را از طريق ابن الكلبى نقل مىنمايد .