رتبه خود را حفظ خواهم كرد . ولى اكنون كه همهء امّيدهاى به صلح از بين رفته است نمىتوانم دوزخ را به قيمت بهره دنيايى بخرم . اشتباهم را ببخش و مرا رخصت ده تا خود را در راهت فدا كنم . تنها بدين وسيله است كه مىتوانم خود را در پيشگاه خداوند به خاطر گناهى كه عليه تو مرتكب شدهام ، رهايى بخشم . » ( 79 )
حسين ( ع ) حرّ را پذيرفت و به او فرمود :
« تو حرّى ( آزاده و شريفى ) همچنان كه مادرت تو را حرّ ناميد . »
حرّ بلافاصله روياروى ارتش اموى قرار گرفت يك سخنرانى طولانى به طرفدارى از حسين ( ع ) ايراد كرد . او در اين خطابه با محكوم كردن اعمال موهن به مقدسات آنان عليه نواده پيامبر ، دشمن را شرمنده ساخت و روز رستاخيز را به يادشان آورد . ( 80 ) بالنتيجه حرّ از نخستين كسانى بود كه جان خود را در راه حسين ( ع ) فدا كرد . فرار حرّ از ارتش اموى به سوى حسين ( ع ) و كشته شدن او به وسيله ارتش اموى به همان اندازه خود واقعه كربلا ، تاريخى است . همهء مآخذ بر اين ماجرا ، متفق القولند .
در عين حال فرار بدنى حرّ از نظام حاكم اهميّت زيادى ندارد . اصلى را كه حرّ بر اساس آن از ارتش اموى گريخت بايد با جديت ملاحظه كرد . شايد همين بزرگترين پيروزى مرئى ديدگاه تشيّع باشد كه ياران حسين ( ع ) به خاطر آن تا سرحدّ مرگ مىجنگيدند . انديشهء حرّ در اين مرحله ، همچنان كه در سخنانش در فوق نقل شد ، دقيقا همانند ديگر ياران حسين ( ع ) بود . اين نظر ديگر بار شيوهء تفكّر خاص آئين تشيّع را مورد تأييد قرار مىدهد .
5 - در همين رابطه ، رجزهاى ياران حسين ( ع ) و مخالفان از اهميت ويژهاى برخوردارند .
در ميان درخشانترين آنها به قطعات زير برمىخوريم :
1 - حرّ ، هنگامى كه در جنگ درگير شد ، اعلام كرد :
« من شمشير خود را براى خاطر امامى بر سر شما فرود مىآورم كه بهترين مردم مكّه است . » ( 81 )
2 - نافع بن هلال الجملى ، از اردوى حسين ( ع ) ، جلو آمد و مبارز طلبيد و اعلام كرد :
« من از قبيله بنو جمل هستم ، من پيرو دين على ( ع ) هستم . »
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي ) — صفحة 248
مساهمون: سيد حسين محمد جعفري
ص٢٤٨