گنگ هستند و راه برگشت ندارند .
19 باز كار ايشان را قياس كنيد با آنكه شب تاريك دچار رگبار سخت بشود و برق چشمش را خيره كند و صداى رعد و تندر گوشش را فشار بدهد كه مرگ را جلو چشم خود بيند و از ترس انگشت بر گوش گذارد و راه به جائى نبرد و گاه بروشنى برق دو قدم جلو نهد و باز بجاى خود خشك شود چون خدا چيرهى بر كافران است .
20 و شود كه خدا اين چشم و گوش را هم ازو بگيرد و بيچارهاش كند . چون خدا بر همه چيز توانا است .
سخن مفسّرين : * ( وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا ) * .
كشف الاسرار : ابن سيرين گفته است : اين آيه ضربت سختى بر آن منافقين بود چون دروغ و نفاق آنها را آشكار كرده و آنها را رسوا نموده و از هيچ آيت قرآن به اين اندازه نترسيدهاند .
* ( وَما يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ ) * 9 - مجمع - ابن كثير و ابو عمرو ( ما يخادعون ) خواندهاند و ديگران ( يخدعون ) قرائت كردهاند .
روح البيان : اين مخادعه و تزويرشان ميوهى نفاقى است كه در دل دارند * ( فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ) * - 10 بيمارى دل يا بواسطه دين است مثل كفر و انكار حقايق دين يا از نظر اخلاق اجتماعى است مثل كينه و حسد و كبر و ممكن است از جهت اخلاق نفسانى باشد . مثل ترس و بخل و حرص .
* ( فَزادَهُمُ اللَّه مَرَضاً ) * 10 - مجمع : ابو مسلم گفته است : اين جمله نفرين است به منظور راهنمائى مردم كه براى اشخاص منحرف نفرين لازم است . ممكن است بگوئيم چون دلشان بيمار است خود موجب افزايش مرض است مانند مزاج ضعيف كه نيروى مقاومت مرض ندارد و بتدريج مزمن مىشود و ما در ترجمه همينطور معنى كرديم .
فخر : روايت شده است پيغمبر سوار بر الاغى بود در راه بعبد اللَّه بن ابىّ سلول رسيد او گفت : اى محمّد از راه من دور شو كه بوى خر تو من را آزار
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 19
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٩