جهت نزول : مفسّرين نوشتهاند كه مناظرهى مسيحيان نجران با يهود كه در آيت قبل نوشتيم در اين آيت 113 نيز گفته شده است ترجمه :
113 يهود گفتند نصارى ارزشى ندارند و دينشان باطل است و مسيحيها گفتند جهودان دين ندارند و به چيزى شمرده نمىشوند با اينكه هر دو كتاب آسمانى دارند و آن را مىخوانند اين گونه سخن ، گفتار مردم نادان است . پس بروز رستاخيز خدا در اختلافشان داورى خواهد كرد .
سخن مفسّرين :
* ( تِلْكَ أَمانِيُّهُمْ ) * - 111 :
ابو الفتوح : على فرمود : بر آرزوى تكيه مكن كه آن سرمايهى مردم احمق است و پيغمبر فرمود : زيرك آن كسى است كه نفس خود را كوچك بشمارد و براى پس از مرگ كوشش كند و نادان است آنكه پى خواستههاى نفسانى ميرود بآرزوى غلط كه خدا او را مىبخشد .
* ( هاتُوا بُرْهانَكُمْ ) * - 111 فخر : اشاره است كه هيچ ادّعائى را بىدليل نبايد پذيرفت . و اين جمله خود دليل روشنى است كه عمل بتقليد باطل است و اين شعر همين مقصود را روشن مىكند :
من ادّعى شيئا بلا شاهد
لا بدّ ان تبطل دعواه
* ( بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَه لِلَّه ) * - و هو محسن - 112 ابو الفتوح : اين واو ( با اينكه و در صورتى كه ) معنى مىشود « محسن » را مخلص معنى كردهاند پس معنى اين جمله اين است : بلى ببهشت ميرود آنكه خود را به خدا بسپارد در صورتى كه عبادت و عمل با اخلاص داشته باشد .
كشف : نوشته است : اخلاص بر سه قسم است 1 - اخلاص شهادت در اسلام 2 - اخلاص خدمت در ايمان 3 - اخلاص معرفت در حقيقت . و قرآن بهر سه قسم اشاره مىكند : اخلاص شهادت را گفت « أَلا لِلَّه الدِّينُ الْخالِصُ « 1 » » و اخلاص خدمت را گفت
هامش
( 1 ) ( بدانند كه دين خدا آنست كه خالص و پاكيزه باشد )