خود آنها را بكشند يا آزار كنند امر شد كه خوددارى كنيد تا موقع مقتضى كه حكم و امر خداوند تكليف شما را معيّن كند .
عبده : اين دو جمله براى آن است كه بفهماند مؤمنين كاملا مقتدر هستند و از طرف خدا پشتيبانى مىشوند و با همهى اينها گذشت مىكنند و مىبخشند .
* ( وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكاةَ ) * - 110 كشف الاسرار : به پا داشتن نماز متوجّه كردن مؤمن است كه مقصود از نماز حقيقت اقامت و به پا داشتن آن است نه صورت ظاهرى نماز و براى همين گفتهاند : نماز كنان فراوانند اما بپاى دارندگان كم هستند و معنى به پا داشتن نماز آن است كه دل با خدا باشد و همهى اعضاء متوجّه عبادت بشود و براز گفتن با حقّ مشغول شود و از افكار و انديشههاى ديگر بر كنار باشد .
عبده : در هر قسمتى كه امر به نماز و زكات شده است جهت خاصى داشته است اينجا براى تقويت دل مسلمانان است چون نماز موجب تقويت دل است و گذشت از مال موجب تقويت روح است و آسايش خاطر است در برابر هر شخصيّت و هر جور دشمنى .
* ( وَما تُقَدِّمُوا لأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوه ) * - 110 ابو الفتوح : روايت است كه مردى به پيغمبر ( ص ) عرض كرد چرا از مرگ گريزانيم ؟ فرمود : دل هر كسى بمال و سرمايهاش وابسته است و اگر از آن گذشت از مرگ نترسد و نيز فرمود : آدمى كه بميرد مردم مىپرسند چقدر ثروت و سرمايه از او مانده است ولى ملائكه مىپرسند چه ذخيرهاى براى خود جلو فرستاده است ؟ و در خبر است روزى آن حضرت گوسفندى در خانهى عايشه كشت فقيرها خبردار شدند ميامدند و مىخواستند و ميداد شب شد و گردن آن ماند از عايشه پرسيد چه مانده است ؟ جواب داد : هيچ نمانده مگر گردنش فرمود : چنين مگو بگو همه مانده مگر گردنش اشارت آن حضرت بمعنى اين آيت است . « ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَما عِنْدَ اللَّه باقٍ » آنچه نزد شما است نابود شدنى است و آنچه نزد خدا است باقى است .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 151
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٥١