پس از قيام قائم ، قدرت آنها بالا گرفته و امّت بر محبّت آنها اجتماع خواهند كرد . در آن روز بدگويان آنها اندك ، دشمنان آنها ذليل و مدحگويان آنها فراوان خواهند بود و اين مژدگانى و پيشگويى در زمانى تحقّق مىيابد كه وضع جهان ، دگرگون شود و بندگان مخلص مستضعف را اميد به اصلاح باقى نمىماند ! آنگاه است كه قائم اهل بيت ، در بين آنها ظاهر مىشود و نوميديها را به اميد تبديل مىنمايد ؛ سپس فرمود : نام او نام من و نام پدرش مانند نام پدرم و از فرزندان دخترم فاطمه است و آن زمان است كه حق به دست آنها آشكار مىشود و با شمشير برندهء آنان باطل را محو خواهد نمود و همهء مردم خواه از روى ميل و خواه از ترس با آنها مخالفت نكرده و پيرو آنها خواهند شد .
راوى گويد در اين حال ، گريهء رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرونشست و به گروه مؤمنان خطاب نمود و فرمود : شما را به شادمانى و گشايش كارهايتان در دولت قائم ، مژده مىدهم ، زيرا اين قيام وعدهء الهى است و تخلّف در آن راه ندارد و اين پيروزى نزديك و قريب الوقوع است . سپس دست به دعا برداشت و عرض كرد : بار الها ! اينان اهل بيت منند ، پليدى را از آنها دور گردان و نظر رحمت را بر آنها بيفكن و آنان را يارى كن و در گرفتارى به فريادشان برس و آنان را عزّت ببخش و خليفهء من در بين آنها باش زيرا بر همه چيز قدرت دارى [ و هر چيزى از نيروى لا يزال تو بهره مىگيرد ] .
« 554 » امّ سلمه اطلاع يافت كه غلامش ، از على عليه السّلام بدگويى مىكند و [ سخنانى دور از شأن آن حضرت بر زبان مىراند ] وى را به حضور طلبيد و با مهربانى به هدايت او پرداخت و گفت : فرزندم شنيدهام على را عيبجويى مىكنى ؟ ! گفت : آرى امّ سلمه گفت :
مادرت به سوگت بنشيند ، بنشين تا سخنى را كه از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در بارهء على عليه السّلام شنيدهام برايت بازگو كنم ! آنگاه به اختيار خود هر راهى را كه خواهى انتخاب كن ! در آن روز و
هامش
( 554 ) . كشف الغمّة ، ج 2 ، ص 26 ؛ امالى شيخ طوسى ، ج 2 ، جزء پانزدهم ، ص 39 ؛ ينابيع المودّة ، باب پانزدهم ، ص 81 ؛ احقاق الحق ، ج 4 ، ص 99 .