گرفت و چنان او را از زمين بلند نمود كه سپيدى زير بغل پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نمايان گرديد و فرمود : يا على ! چه مىبينى ؟ عرض كرد : يا رسول اللَّه ! مىبينم خداى متعال به وسيلهء وجود مبارك تو ، چنان شرافتى به من كرامت نموده كه اگر بخواهم آسمان را با دستم لمس كنم ، قادر خواهم بود ! در آن حال پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به على عليه السّلام فرمود : يا على ! بت را از جاى كنده و بر زمين انداز ! على عليه السّلام فرمان پيامبر را اطاعت كرد ؛ سپس رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم على عليه السّلام را رها كرد و به كنارى رفت و على در حالى كه لبخندى بر لب داشت به زمين افتاد .
رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم پرسيد چرا خنديدى ؟ عرض كردم به اين علت خنديدم كه از بالاى كعبه به زمين افتادم اما جايى از بدنم آسيب نديد ! رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : يا على ! چگونه به تو آسيبى برسد در حالى كه محمد تو را بلند كرد و جبرئيل تو را فرودآورد ؟ !
آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 418
مساهمون: العلامة الحلي
ص٤١٨