تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
نيافتم ، ترسيدم نمازم فوت شود ، از اين رو با عجله ، حسن را به راهى و حسين را به راه ديگر در جستجوى آب روانه نمودم ، اما آنها دير كردند و از آب خبرى نشد ، هاله‌اى از اندوه ، قلبم را فراگرفت كه نكند به آب دست نيابم ، ناگهان متوجه شدم سقف منزل شكافته شد و سطلى كه با پارچه‌اى پوشيده بود ، به زير آمد ، سرپوش از آن برداشته و ديدم پر از آب است . با آن آب غسل كردم و نماز گزاردم ، سپس ديدم ظرف آب و روپوش آن به آسمان رفت و سقف به حالت اول بازگشت ! رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم با چهره‌اى شادمان فرمود : اما سطل از بهشت و آب از كوثر و روپوش آن از استبرق بهشت بود ، سپس فرمود : اى على چه كسى مانند تو بود در شب گذشته ، در حالى كه جبرئيل به تو خدمت مىكرد ؟