بگيرند و نتيجه كارشان را اعلام نمايند . پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به آنها مهلت داد . پس از بازگشت به اقامتگاه ، اسقف سخن را آغاز نمود و گفت : اگر فردا محمّد با اهل بيت و عزيزانش ، براى مباهله آمدند ، هرگز به مباهله اقدام نكنيد و اگر با همهء يارانش در صحنه حضور يافت ، اقدام نماييد و بدانيد كه او بر حق نيست .
عاقبت يكى از افراد سرشناس ، به ترسايان رو نمود و گفت : اى جماعت نصارا ، شما به حق مىدانيد كه محمّد پيامبر خداست و در بارهء حضرت مسيح با شما به حق سخن گفت و حقيقت حال را بيان نمود ؛ به خدا سوگند اگر گروهى با پيامبرى مباهله كنند ، زندگى بر سالخوردگان تلخ مىگردد و در اندك زمانى نابود مىشوند از آن پس خردسالى بين آنان پيدا نخواهد شد و اگر مباهله كنيد ، همگى به هلاكت خواهيد رسيد ! هم اكنون اگر به دينتان علاقمنديد و به مذهبتان پاىبند هستيد ، تنها راه نجات در اين است كه با اين مرد ، به راه مسالمت وارد شويد و دشمنى را پايان داده و به سرزمينتان برگرديد .
روز بعد كه در ميعادگاه به قصد ديدار با پيامبر حضور يافتند ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در حالى كه دست على در دست او و حسنين در جلو و فاطمه در پشت سر او قرار داشت را ، مشاهده كردند ، اسقف از آنها پرسيد ، جماعتى كه از نزديك صحنه را مشاهده مىكردند به او گفتند : اين مرد كه دست او در دست وى مىباشد ، پسر عمو و داماد و محبوبترين خلق نزد او مىباشد ، على بن ابى طالب عليه السّلام است و اين دو كودك ، فرزندان دختر او از على و محبوبترين خلق خداوند نزد اويند و آن زن هم دختر او فاطمه عليها السّلام و عزيزترين و گرامىترين مردم نزد او و نزديكترين فرد به قلب اوست كه وى را روح خويش ناميده است ! رهبر مسيحيان به عاقب و سيّد و عبد المسيح كه در جمع همراهان او امتياز بخصوصى نزد او داشتند ، نگاه نمود و گفت : در كار خود درست بينديشيد ، چرا كه وى عزيزانش و كسانى كه همانند آنها در روى زمين وجود ندارد و هيچ كس به او از آنها نزديكتر نيست براى مباهله ، با خود آورده است و اين نشان مىدهد كه به راستى و حقيقت گفتار خود اطمينان دارد ! به خدا سوگند اگر خود را ذى حق نمىديد ، هرگز عزيزان خويش را در معرض مباهله و نفرين قرار نمىداد ، به خدا قسم اگر موقعيت قيصر سلطان
آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 255
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٥٥