استفاده اى نبرد بايد اجاره آن را بپردازد .
" مسأله 2873 " اگر كسى چيزى را غصب كند وآن چيز در دست أو رشد ونمو پيدا
كند ، همه آن متعلق به صاحب مال است ، مثلا اگر نهالى را غصب كند ودر زمين خود
بكارد ، درخت هر چه رشد ونمو پيدا كند متعلق به صاحب نهال است وغاصب اجرت
زمين را طلبكار نيست . همچنين اگر پيوندى را غصب كند وبه درخت خود پيوند زند
بنابر أقوى نمو وميوه آن براي صاحب پيوند است .
" مسأله 2874 " هر گاه دو نفر با هم چيزى را غصب كنند - اگر چه هر يك به تنهايى
مىتوانسته آن را غصب نمايد - هر كدام آنان ضامن نيمى از مال غصب شده است ، مگر
اين كه آن مال غصب شده در تصرف كامل هر كدام باشد به گونه اى كه هر وقت بخواهد
به تنهايى بتواند در آن تصرف كند ، كه در اين صورت بعيد نيست هر كدام از آنان ضامن
همه مال باشد ، وصاحب مال مىتواند از هر كدام همه مال را مطالبه كند .
" مسأله 2875 " اگر چيزى را كه غصب كرده با چيز ديگرى مخلوط نمايد ، چنانچه
جدا كردن آنها ممكن است - اگر چه زحمت داشته باشد - بايد جدا كند وبه صاحبش
برگرداند .
" مسأله 2876 " اگر چيزى را كه غصب كرده چنان تغيير دهد كه از أول بهتر شود
ومالك بگويد آن را به همين صورت تحويل بده ، بايد به أو بدهد وحق مطالبه دستمزد
ندارد ، بلكه بدون اجازه مالك حق ندارد آن را به صورت أول در آورد . واگر بدون
اجازه مالك آن چيز را به صورت أول در آورد بنابر احتياط واجب بايد مزد ساختن آن را هم
به مالك بدهد ، ودر صورتي كه مزد ساختن كمتر از تفاوت ساخته ونساخته باشد تفاوت
قيمت را هم بايد بپردازد .
" مسأله 2877 " اگر زمينى را غصب كند ودر آن ساختمان بسازد ، چنانچه مالك
به فروش يا مبادله آن راضى نشود وعين زمين خود را مطالبه نمايد ، غاصب بايد ساختمان را
خراب كند وزمين را به حالت أول برگرداند وتحويل صاحبش بدهد .
" مسأله 2878 " اگر در زمينى كه غصب كرده كشت كند يا درخت بكارد ، كشت
ودرخت ومحصول آنها مال خود أو است ، ولى اگر مالك راضى به ماندن كشت ودرخت
در ملك خود نشود غاصب بايد آنها را از زمين بكند ، هر چند موجب ضرر أو شود . ونيز
بايد اجاره زمين را در مدتي كه كشت ودرخت در آن بوده به صاحب زمين بپردازد ،
وخرابيهايى را كه در زمين پيدا شده ترميم نمايد ، واگر به واسطه اينها قيمت زمين از أول
كمتر شود بايد تفاوت آن را هم بدهد . ونمى تواند صاحب زمين را به فروش يا اجاره زمين
توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 516
مساهمون: الشيخ المنتظري
ص٥١٦