من وصيّت مىكرد در حق همسايه تا كه گمان بردم كه مگر مىخواهد كه وارث سازد همسايه را به همسايه ومجاورت أهل مدينه خود به آن مُوطن سكينه . واضح ولايح است كه اگر كسى در اين معنى تأمّل كند بىتأمل « 1 » سكناى مدينه را بر سكناى مكّه ترجيح كند اگر چه مكة را به سبب تضاعف ثواب وجوار بيتاللَّه الوهاب مزيّت است ، ليكن مدينه را به جهت جوار حبيب وقُرب مريض به طبيب صد فضيلت است .
هامش
( 1 ) - ل : كند بي تأمل ندارد .