- عليهالسلام - براي گوسفندان شعيب - عليهالسّلام - آب كشيده وآن را بعضي از مدينه گفتهاند .
مَذاد : به فتح ميم وذال معجمه وبعد [ 156 - آ ] از آن مهمله اطمى است در غربى مساجد فتح .
مذاهب : موضعي است در مدينه .
مذينب : تصغير مذنب از اوديه است .
مرابد : جمع مربد موضعي است در عقيق .
مراخ : به ضم ميم وخاء معجمه از اوديهء عقيق است .
مَراض : به فتح ميم در ناحيهء طرف است سى وشش ميل از مدينه .
مرّان : به فتح ميم يا ضم آن وتشديد را مهمله ونون قريهء بزرگى است در جهت كشب .
المَراوِح : جمع مروح ، اطمى است در قبا .
مِربد لنعم : « 1 » به كسر ميم در زمان عمر گوسفندان را در آنجا نگاه مىداشتند وگويند يك ميل است از مدينه يا دو ميل
مربع : همچو منبر ، اطمى است در بنى حارثه .
مَرْتِجْ : به فتح ميم وسكون راء مهمله وكسر مثناة فوقيه ودر آخر جيم واديى است در قُرب مدينه از آن حسين بن علي - عليهالسلام - ويا نزديك ودّان .
مرجَحْ : به جيم مفتوحه وحاء مهمله موضعي است در راه مكة .
مرحب : به حاء مهمله راهى است كه از ميان راهها آن را پيغامبر - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - اختيار كردهاند براي سفر خيبر .
مَرخْ : به خاء معجمه تصغير مرخ است كه شجرهاى است نام موضعي در قرب ينبع .
[ ذومرخ : بادو فتحه وادى بين فدك ووابشية . ياقوت مىگويد موضعي از عقيق است ] .
هامش
( 1 ) - هر سه نسخه : مربد الغنم .