مَثقبَ : به كسر ميم ويا فتح آن وسكون مثلثه وفتح قاف وموحّده اسم راهى است ميان مكة ومدينه وايضاً اسم راهى است از مكة به كوفه .
مَجْدِل : « 1 » به فتح ميم وسكون حا وفتح دال مهمله ، اطمى است در مزرعهاى كه مقابل سقايهء سليمان بن عبد الملك است وايضاً منزلي است از منازل هذيل .
مَجْر : به فتح ميم وسكون جاء وراء مهمله غديرى است ميان پُشتههاى قوران در حوالي ملحا .
مَحْضه : به فتح ميم وسكون حاء مهمله قريهاى است در جبل آره .
محيص : به فتح ميم وكسر حا مهمله بر وزن مليك ، موضعي است در مدينه .
مَختبى : غديرى است در فلاج از ذي رولان ومختبيات فليح « 2 » از غديرهاى عقيق است .
مُخَرِّى : به ضم ميم وفتح خاء معجمه وكسر رأى مهملهء مُشدده اسم يكى از دو كوه صفراست كه آن ديگر را مَسْلح گويند .
مَخيض : كوهى است كه پيغامبر - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - بر آن رفتهاند .
مدارج عقبة العرج : مدارج جمع مدرجه است به معنى پلهء پايه واين مدارج قبل از عقبه به سه ميل است .
مُدَجّج : به ضم ميم وتشديد جيم مكسوره واديى است در طريق مكة .
مدران : تثنيه مدران كه در مساجد تبوك مذكور شد به أو منسوب است .
مُدّرج : به فتح راء مشدده عقبهاى است كه به عقيق فرود مىآيد ومجد گفته كه آن ثنيةالوداع است .
مِدْعا : به كسر ميم وسكون دال وعين مهمله وهمزهء مقصوره واديى است كه به ذي عثث مىريزد .
مدين : كه در قرب بحر قلزم است در محاذى تبوك ودر آنجاست چاهى كه موسى
هامش
( 1 ) - ل : محدل .
( 2 ) - ل : فليج .