مقدار بيست ميل دورتر از مدينه وأبرق در لغت موضع مرتفعى را گويند كه سنگ وريگ وگل داشته باشد .
ابلّى : همچو حبلى كوههاست مُتعلق به بنى سليم « 1 » ميان سوارقيّه وارحضيه « 2 » مقدار چهار روزه راه از مدينهء شريفه .
ابواء : همچو حلواء ، ذكر أو در مسجد ابواء گذشت . اصّح آن است كه قبر مادر پيغامبر - صلى اللَّه عليه وآله وسلم - در آنجاست كه در وقت رُجوع از مدينه مُتوفى گشته .
اثايه : « 3 » در مسجد اثايه گذشت ودر همزهء فتح وكسر وضم جايز است .
اثَبه : به تحريك ثاى مثلثه همچو قصبه جمع اثب است به معنى شجر معروف واين نام غديرى است كه آنجا مال عبداللَّه بن زبير است .
اثيفيَه : به ضم همزه وفتح مثلثه وسكون تحتانيه وكسر فا وياى تحتانيه مُخّففه از واديهاى عقيق است .
اثيل : تصغير اثْل ميان بدر وصفراست ودر آنجا عيني است از آن آل جعفر بن أبي طالب ومىگويند كه رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - در وقت رجوع از غزوهء بدر نماز عصر را در آنجا گزارده .
اجرد : اطم بنى خدره كه در بصه است وجبلى ديگر كه مُتعلق است به جُهينه در شامي بواط وكوهى با موضعي است در در آمد تعهن .
اجَش : به جيم مُتحرّك وشين مشدّد ، اطم بنى انيف است از قبا واطمّ در لغت بناى مرتفع را گويند .
اجم بنى ساعده : « 4 » به ضم همزه وجيم . ايضاً اطّمى است مُتعلق به بنى ساعده قريب ذباب .
احْباب : جمع حبيب بلدي است در جنب سوارقيه .
احْجار الزيت : يعنى سنگهاى زيت در نزد مشهد مالك بن سنان بود كه زياتان بر
هامش
( 1 ) خلاصة الوفا : بنى سالم ص 453
( 2 ) - ل : سوارقيه درحضيه .
( 3 ) - م : اثابه .
( 4 ) - م : بنى ساعده .