كننده چيزى را كه مىكرد آن را پيغامبر - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - الّا آنكه مىكنم آن چيز را براي آنكه مىترسم كه اگر ترك كنم امرى را از أمور رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - گمراه شوم وبعد از آن صدقاتى را كه در مدينه بود به على - عليهالسلام - وعباس - رضى اللَّه عنه - داده خيبر وفدك را نگاه داشت .
گفتهاند : أبو بكر احتجاج مىكرد به قول پيغامبر - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - « لا نورث ما تركنا صدقة » وايضاً در صحيح آمده كه على - عليهالسلام - وعباس - رضىاللَّه عنه - به نزد عمر آمده آنچه فاطمه - عليهاالسلام - طلب كرده طلبيده كه پيغامبر - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - گفته كه « لا نورث ما تركنا صدقة » پس وجهش آن باشد كه على - عليهالسلام - وعباس - رضىاللَّه عنه - با سيدهء عالميان از قول پيغامبر - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - آن فهميدهاند كه صدقات أو وقف است وديدهاند كه نظارت آن به طريق ارث به ايشان مىرسد نه أصل رقبه آن صدقات ورأى أبو بكر آن تقاضا كرده ، نظارت به أو تعلق دارد كه خليفه رسول است - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - ولهذا عمر وقتي كه به على وعباس داد - رضىاللَّه عنه - از ايشان عهد گرفت كه همچنان كه پيغامبر - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - وخليفهءاو عمل مىكردند عملكنند واين صدقات به دست اميرالمومنين على - عليهالسلام - بود وبعد از آن به دست امام حسن - عليهالسلام - وبعد از آن به دست امام حسين - عليهالسلام - وبعد از آن علي بن حسين وحسن بن حسن وبعد از آن به دست زيد بن حسن وبعد از آن معمر گفته كه به دست عبيداللَّه بن حسن بود تا آنكه بنىالعباس [ 120 - ب ] متولى خلافت را كُشتند پس قبض نمودند آن صدقات را ايشان « 1 » .
هامش
( 1 ) - درباره فدك وحديث مجعول « لا نورث ما تركنا صدقه » كه خلاف قرآن وسنّت بوده مطالب فراوان گفته شده است . ر . ك به كتاب « فدك » محمّدرضا مظفر وبخش إضافات .