فصل سوم
« 1 » در بيان تكريم وتشريف حق - سبحانه وتعالى - أوس وخزرج را به متابعت ومبايعت حضرت رسالت - صلى اللَّه عليه وآله وسلم - در عقبهء أولى وثانيه وشمّهاى از أحوال هجرت آن سرور - صلى اللَّه عليه وآله وسلم - از مكة به مدينه ونزول نمودن آن حضرت به قبا .
چون حق - سبحانه وتعالى - اراده اظهار دين رسول خود كرد ، رسول - صلى اللَّه عليه وآله وسلم - در موسمى كه « 2 » نفرى از أنصار را ملاقاة كرد بيرون آمد ونفس شريفش را به قبايل عرب عرض نمود چنان كه عادت مُباركش بود در هر موسم حج ناگاه در نزد عقبه ، رهطى « 3 » و « 4 » از خزرج را ملاقاة نمود وبه ايشان گفت كه آيا شما از موالى يهوديد ؟
گفتند آرى ! پس ايشان را به اسلام دعوت كرد چون ايشان از ديار يهود بودند وهر گاه كه ميان ايشان ويهود جنگ مىشد ، يهود مىگفتند كه هر آينه زود باشد كه نبىّ ما مبعوث شود [ 45 - آ ] وما به همراهى أو با شما مقاتله كنيم همچو عاد وارم . چون رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - به ايشان سخن كرد بعضي از ايشان به بعضي ديگر گفتند كه اين همان نبىّ است كه يهود ؛ شما را از أو مىترسانيدند پس بايد كه يهود به شما پيشدستى نكنند به دريافت صحبت شريفش . پس ايشان أجابت دعوت كردند وگفتند كه ما ترك قوم خود كرديم بنابر آنكه هيچ قومي نيست كه عداوت وشرارت در ميان ايشان باشد چنان كه در ميان قوم ما . اگر خداى تعالى قوم ما را به بركت مجتمع سازد هيچ مردى
هامش
( 1 ) - در متن ، فصل دوم .
( 2 ) - م : ندارد .
( 3 ) - رهط : مردان از سه يا هفت تا ده ويا كم از ده ويا از سه تا چهل بودن زنان .
( 4 ) - ل : عقبهء منا رهطى .