روح فرهنگ اسلام « 1 »
« محمد عربى به بالاترين درجات آسمان عروج كرد و بازگشت . به خدا سوگند ! اگر من به آن نقطه رسيده بودم هيچ وقت باز نمىگشتم » .
جملهاى كه ذكر شد ، گفتهء يكى از صوفيان بزرگ عبدالقدوس گنگويى است و شايد در سراسر رشتههاى ادبى تصوّف ، چنين كلماتى را نتوان پيدا كرد كه از نظر روانشناسى راز اختلاف بين نبوّت و تصوّف را در يك جمله آشكار كند .
صوفى ، آسايش و استراحتّى را كه از وصول به مبدأ توحيد به دست آورده است نمىخواهد از دست بدهد و بازگردد ، و هرگاه بازگردد ( و بايد هم بازگردد ) بازگشت او براى بشريت به طور كلى مفيد نخواهد بود ، ولى بازگشت پيامبر صلى الله عليه و آله خلاقيت دارد . پيغمبر صلى الله عليه و آله بازمىگردد تا خودش را از سير زمان دمساز كند ، سپس قواى تاريخ را مسخر ارادهء خودش نمايد ، و آن را كنترل كند و بدين وسيله جهانى از ايدهآلهاى تازه خلق كند .
هامش
( 1 ). spirit of lslamic culture