پذيرفته بودند ، دست باز داشتند و جلو رفتند . بايد اين نكته را به گفتهء طنطاوى افزود كه صرف اعراض از دين عيسى و به عبارت ديگر روشنتر از قوانين و دستورات كليسا ، باعث ترقّى اروپا نشد ، بلكه افكار و انديشههاى آزادى بخش اسلام بود كه اروپا را تكان داد و اين واقعيتى است كه امروز دانشمندان منصف اروپا به آن اعتراف دارند و كتابهاى فراوان در اين باره نوشتهاند . مرحوم اقبال پاكستانى مىگويد : « اگر چه اروپا حقى را كه اسلام بر تمدن اروپا دارد ، دير شناخت ولى بالاخره مجبور شد به آن اعتراف كند و از شگفتىهاى روزگارى كه اروپا از اسلام و مسلمين آزادى و روشنفكرى و هنر آموخت و از كليسا فشار و تضييق و ستم و آزار و كشتار و زجر شكنجه ديد ، ولى در نتيجه با كليساى صعاند و ستمگر همدست و همگام شده با راهنمايان و معلمان خود به دشمنى برخاست و به نابودىشان همت گماشت » .
مرحوم « سيّد حسن تقىزاده » كه در كتاب « مردان خودساخته » شخصيت مرحوم سيّد جمالالدين را تشريح كرده و امتيازات او را ستوده صرفنظر از آن توضيحات در كتاب « آزادى و حيثيت انسانى » تأليف « جمالزاده » ضمن تشريح فضيلت آزادمنشى و آزادىخواهى چنين مىنويسد : « اين خلقت آزادگى و مردانگى مجاهدت و مبارزه لازم دارد . تن به صدمات و حبس و بيكارى دادن و گاهى حتّى مثل جذامى بودن كه همهء بىصفتان از ملاقات و معاشرت شخص احتراز دارند ، مستلزم آن مىگردد » .
پس اگر كسى براى اصلاح اساسى ملّت و استقرار آزادى حقيقى مىخواهد كارى بكند ، بايد از اينجا شروع كند و خصلت مردى و مردانگى و آزادگى را بپروراند كه هم منشأ اصلاح اساسى است و هم
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 153
مساهمون: أحمد أمين
ص١٥٣