أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ
« 1 » ؛
آيا چنين پنداشتيد كه ما شما را به عبث و بازيچه آفريدهايم و ( پس از مرگ ) هرگز به ما رجوع نخواهيد كرد ؟
أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً
« 2 » ؛
آيا انسان مىپندارد كه مهمل واگذاشته مىشود ؟ !
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ * ما أُرِيدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَ ما أُرِيدُ أَنْ يُطْعِمُونِ
« 3 » ؛
و ما جن و انس را نيافريديم ، مگر براى اينكه مرا ( به يكتايى ) بپرستند . و ما از آفريدنشان رزق و طعام ( و هيچگونه سودى ) بر خود نخواستيم .
و احذروا منه كنه ما حذّركم من نفسه ؛ و بترسيد از خدا ، آنگونه كه شما را از خود برحذر داشته است . در مصباح گويد : كنه الشيء نهايت و حقيقت شيء است ، و گاهى هم بهمعناى وقت آيد ، گفته شده است : و إنّ كلام المرء في غير كنهه ؛ يعنى سخن مرد در غير موقعش . و فعلى از آن مشتق نگردد .
مؤلف : ظاهرا كلمهء كنه از كونه يا كيانه كه بهمعناى وجود و حقيقت شيء است مشتق شده ، و پس از تخفيف بدان صورت درآمده است .
خداى تعالى مىفرمايد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ * وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا . .
. « 4 » ؛
اى اهل ايمان ! از خدا بهترسيد ، چنانكه شايستهء خداترس بودن است ، تا نميريد جز به دين مبين اسلام . و همگى به رشتهء دين خدا چنگ زنيد و به راههاى متفرق نرويد .
پاداشهاى الهى
و استحقّوا منه ما أعدّ لكم بالتّنجّز لصدق ميعاده ؛ تا آنچه را كه ( از ثواب و پاداش ) برايتان آماده كرده مستحق گرديد و آن را دريابيد ؛ چرا كه وعدهء خدا راست
هامش
( 1 ) . مؤمنون ( 23 ) آيهء 11 .
( 2 ) . قيامت ( 75 ) آيهء 36 .
( 3 ) . ذاريات ( 51 ) آيهء 56 و 57 .
( 4 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 102 و 103 .