و مقطّعات النيران ؛ و پيراهنها از آتش ( بر تن آنهاست ) .
هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيابٌ مِنْ نارٍ . .
. « 1 » ؛
اين دو گروه ( مؤمن و كافر ) كه در دين خدا باهم به جدال برخاستند مخالف و دشمن يكديگرند ، و كافران را لباسى از آتش دوزخ به قامت بريدهاند .
في عذاب قد اشتدّ حرّه ؛ در ميان عذابى كه گرماى آن بسيار شديد .
. . . يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَمِيمُ * يُصْهَرُ بِهِ ما فِي بُطُونِهِمْ وَ الْجُلُودُ * وَ لَهُمْ مَقامِعُ مِنْ حَدِيدٍ
« 2 » ؛
و بر سر آنان آب سوزان حميم جهنم ريزند ، تا پوست بدنشان و آنچه در درون آنهاست به آن آب سوزان گداخته شود ، و گرز گران و عمودهاى آهنين بر سر آنها مهيا باشد .
. . . فَلا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ
« 3 » ؛
پس در آخرت عذاب آنها اندك تخفيفى نيابد . و هيچكس به آنها يارى نخواهد كرد .
و باب قد أطبق على أهله ؛ و در آن به روى اهلش بسته باشد .
كُلَّما أَرادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْها مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيها وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ
« 4 » ؛
هرگاه خواهند از دوزخ بهدر آيند و از غم و اندوه آن نجات يابند باز فرشتگان عذاب آنان را به دوزخ برگردانند و گويند باز بايد عذاب آتش سوزان را بچشيد .
وصف آتش دوزخ
في نار لها كلب و لجب ؛ در آتشى بسيار سوزان ، صدايش ترسناك .
در صحاح گويد : كلبه - به ضم كاف - سختى سرما و غير آن است و همچنين كلب - با حركت - و دفعت عنك كلب فلان ؛ يعنى بدى و آزار او را از تو رد كردم . و لجب صدا .
هامش
( 1 ) . حج ( 22 ) آيهء 19 .
( 2 ) . همان ، آيات 19 - 21 .
( 3 ) . بقره ( 2 ) آيهء 86 .
( 4 ) . حج ( 22 ) آيهء 22 .