خُذُوهُ فَغُلُّوهُ * ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ * ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُكُوهُ
« 1 » ؛
او را بگيريد و در غل و زنجير كشيد تا بازش به دوزخ درافكنيد ، آنگاه به زنجيرى كه طولش هفتاد ذرع است ( به آتش ) دركشيد .
و امّا آيهء شريفهء
إِنَّا جَعَلْنا فِي أَعْناقِهِمْ أَغْلالًا فَهِيَ إِلَى الْأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ * وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ
« 2 » ؛
ما هم ( چون كافر شدند ) بر گردن آنها تا زنخ زنجيرهاى عذاب نهاديم ، درحالىكه سربلند كرده و چشم بربستهاند ، و از پيش و پس ( راه خير را ) بر آنها سدّ كرديم و بر چشمشان هم پرده افكنديم كه هيچ نبينند . كه در شرح « خو » در اين مقام به آن استناد شده مثلى است كه خداوند براى كافران در دنيا آورده نه آخرت .
و قرن النّواصى بالأقدام ؛ موهاى پيشانىشان را با پاها بپيچاند .
يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصِي وَ الْأَقْدامِ
« 3 » ؛
بدكاران به سيمايشان شناخته شوند ، پس موى پيشانى آنها با پاهايشان بگيرند ( و در آتش دوزخ افكنند ) .
و ألبسهم سرابيل القطران ؛ و جامهها از ( قطران ) ( مس گداخته آتشين ) بر آنها بپوشاند .
سربال ، يعنى جامه ، و قطر - به كسر قاف - بهمعناى مس است . . .
وَ تَرَى الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ * سَرابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ وَ تَغْشى وُجُوهَهُمُ النَّارُ
« 4 » ؛
و در آن روز بدكاران و گردنكشان را زير زنجير قهر خدا مشاهده خواهى كرد ، و بينى كه پيراهنها از مس گداختهء آتشين بر تن دارند و در شعلهء آتش چهرهء آنها پنهان است .
هامش
( 1 ) . حاقه ( 69 ) آيات 30 - 32 .
( 2 ) . يس ( 36 ) آيهء 8 و 9 .
( 3 ) . رحمن ( 55 ) آيهء 41 .
( 4 ) . ابراهيم ( 14 ) آيهء 49 و 50 .