. . . هيزمش مردم بدكار و سنگهاى خاراست .
گفته شده : مقصود از حجاره ، سنگ گوگرد است .
همنشين شيطان
و قرين شيطان ؛ و همنشين شيطان . گفته شده كه اين اشاره دارد و به قول خداى تعالى :
وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ ؛
« 1 »
و هركه از ياد خدا ( و قرآن ) رخ بتابد شيطان را برانگيزيم تا يار و همنشين دايم وى باشد .
قالَ قَرِينُهُ رَبَّنا ما أَطْغَيْتُهُ وَ لكِنْ كانَ فِي ضَلالٍ بَعِيدٍ ؛
« 2 »
آنگاه قرين او ( شيطان ) گويد : بارالها ! من او را به طغيان و عصيان نكشيدم ، بلكه او خود در ضلالت افتاد .
در تفسير قمى در روايت ابى الجارود از امام محمد باقر عليه السّلام دربارهء آيهء شريفهء
وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ ؛
« 3 » هنگامىكه نفوس خلق همه باهم خوى خود درپيوندند ، آمده : اما بهشتيان زنان نيكو و زيبا را تزويج كنند ، و اما دوزخيان پس با هركدام از آنان شيطانى همراه باشد ؛ يعنى نفوس كافران و منافقان با شياطين قرين و همنشين گردد . « 4 »
أعلمتم أنّ مالكا إذا غضب على النّار حطم بعضها بعضا لغضبه ؛ آيا مىدانيد مالك دوزخ آنگاه كه بر آتش غضب كند از خشم او آتش مىشكند يكديگرش را .
در صحاح گويد : حطمته حطما ؛ يعنى شكستم آن را . و حطمه نامى است از نامهاى دوزخ و آن آتش است ؛ زيرا آتش مىشكند و خرد مىكند هرچه را در آن افتد .
وَ نادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ قالَ إِنَّكُمْ ماكِثُونَ ؛
« 5 »
و آن دوزخيان مالك دوزخ را ندا كنند كه اى مالك ! از خداى خود بخواه كه ما را
هامش
( 1 ) . زخرف ( 43 ) آيهء 36 .
( 2 ) . ق ( 50 ) آيهء 27 .
( 3 ) . تكوير ( 81 ) آيهء 7 .
( 4 ) . ج 2 ، ص 207 .
( 5 ) . زخرف ( 43 ) آيهء 76 .