سر به سجده مىگذاشت سر مبارك برنمىداشت ، مگر موقعى كه آفتاب بالا مىآمد . « 1 »
فرق طاعت و معصيت
و اعلموا أنّه ما من طاعة اللّه شيء إلّا يأتي في كره ؛ بدانيد هيچ طاعتى براى خدا نبوده جز آنكه ادايش گران آيد . انجام دادن عبادت براى انسان دشوار و سنگين است آنچنانكه در ميزان عمل نيز سنگين است .
و ما من معصية اللّه شيء إلّا يأتي في شهوة ؛ و هيچ گناهى نيست جز اينكه ارتكابش موافق ميل و خواهش دل است . » معصيت و گناه براى انسان سبك و آسان است ، آنگونه كه در ميزان عمل اينچنين است .
فرحم اللّه رجلا نزع عن شهوته ؛ خدا رحمت كند رادمردى را كه خود را از پيروى هوايش بازدارد . در صحاح گويد : نزع عن الأمر نزوعا ؛ يعنى بازداشت از آن و نزعت الشيء من مكانه ؛ يعنى آنچيز را از جايش كندم . . . بنابراين اينكه « حد » گفته : « نزع شهوته » ؛ يعنى قلع خلط است بين موارد استعمال نزع ؛ زيرا نزع اگر با « عن » متعدى شود آنچنانكه در خطبه آمده بهمعناى انته مىباشد ؛ يعنى بازداشت و اگر متعدى به نفس شود ؛ مانند نزعت الشّيء من مكانه بهمعناى قلع است .
و قمع هوى نفسه ؛ هواى نفسش را سركوب و ذليل خود گرداند . در صحاح گويد :
قمعته و أقمعته هردو يك معنى دارند ؛ يعنى او را مقهور و ذليل گردانيدم .
وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى * فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى ؛
« 2 »
و هركس از حضور در پيشگاه عزّ ربوبيت بترسيد و از هواى نفس دورى جست همانا بهشت منزلگاه اوست .
فانّ هذه النفس ابعد شيء منزعا ؛ زيرا دورى نمودن از پيروى هواى نفس دشوارترين كارهاست . « حد » آورده : منزعا ؛ يعنى مذهبا ؛ جاى كشش .
هامش
( 1 ) . ج 2 ، ص 179 .
( 2 ) . نازعات ( 79 ) آيهء 40 و 41 .