فرمود : آنها را بنويس تا من پاسخشان را بنويسم كه بهتر حفظ مىشود . و آنگاه كاغذ و دوات آورد و من چهار مسأله نوشتم . و مقدارى از كاغذ را براى نوشتن پاسخ سفيد گذاشتم : آن حضرت عليه السلام كاغذ را گرفت و شروع به نوشتن نمود . من پيش رفتم تا دستخط آن حضرت عليه السلام را نظاره كنم ، ديدم خطى است ميانه ، با خود گفتم : من مىپنداشتم خط مولايم از اين زيباتر است ، ولى حرفى نزدم .
ناگهان امام عليه السلام به من رو كرد و فرمود : از شرايط امام اين نيست كه بسيار خوش خط باشد .
عرضه داشتم : درست مىفرماييد سرور من . « 1 »
9 - هديهء صاحب الأمر ( عج ) به شيخ حرّ عاملى
اثبات الهداة : شيخ حرّ عاملى مىنويسد : در كاظمين خواب ديدم كه حضرت حجّت ( عج ) در منزل شخصى به نام ابراهيم وارد شد ، و من به جانب او شتافته به محضرش شرفياب شدم .
در اين موقع با خود فكر كردم كه از آن حضرت عليه السلام معجزهاى بخواهم . پيش از آن كه اين مطلب را اظهار كنم امام عليه السلام فرمود : اين زمان وقت معجزه خواستن نيست ؛ زيرا من قيام نكردهام ، آنگاه كه قيام نمودم از من هرچه بخواهيد طلب كنيد .
پس قدرى با هم سخن گفتيم و آنگاه دستور داد مركب سوارى بياورند . آوردند .
گروهى كمتر از ده نفر همراه آن حضرت عليه السلام بود . به هنگام سوار شدن فرمود : نزد ما زينى هست كه به آن احتياج نداريم آنرا بهشيخ بخشيديم ، - و به من اشاره فرمود - تا به آن تبرّك جويد .
من در دلم گفتم : چگونه به اين زين تبرّك جويم با آن كه از صاحبش معجزهاى
هامش
( 1 ) - اثبات الهداة : 7 / 380 / ح 167