تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
در اين موقع آن حضرت عليه السلام به من توجّه نمود و تبسم كرد و فرمود : از كمى ياران من نترس كه با من از لشكريان ، مردانى هست كه اگر به آنان فرمان دهم تمام دشمنان مرا از پادشاهان و غير آنان حاضر نموده گردنهايشان را بزنند
« وَ ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ » ؛
« 1 » « و شمارهء لشكريان پروردگارت را جز خدا كسى نمىداند » . من از اين سخن امام عليه السلام شادمان شدم و ساعتى با هم سخن گفتيم . سپس برخاست و براى خواب به اتاق ديگرى تشريف برد . و مردم متفرق شده از باغ بيرون رفتند . من هم از اتاق خارج شده مىرفتم و گاهى هم پشت سر نگاه مىكردم و با خود مىگفتم : اى كاش ! امام عليه السلام مرا به انجام خدمتى و به اعطاى خلعت و مالى مفتخر مىفرمود . چون به درِ باغ رسيدم دلم نيامد از باغ خارج شوم ، همان جا نشستم . ناگاه غلامى آمد و پارچهء سفيدى كه از پنبه و حرير بود ، با پولى برايم آورد و گفت : مولاى تو مىفرمايد : اين چيزى است كه مىخواستى ، و به زودى هم تو را به انجام خدمتى مأمور مىكنيم . و در اين وقت از خواب بيدار شدم . « 2 » مؤلّف : شايد خدمتى كه در آينده از طرف امام عليه السلام مأمور انجام آن شده تأليف كتاب « وسائل الشيعه » بوده است كه حقّاً تأليفى است سودمند و خدمت بزرگى به دين بوده است .

11 - خبر دادن از زمان مرگ

شيخ حرّ عاملى در كتاب ( اثبات الهداة ) مىگويد : در روز عيدى به همراه
هامش
( 1 ) - مدّثر : 31 . ( 2 ) - اثبات الهداة : 7 / 379 / ح 166
گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 289 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / سيد علي محمد موسوى جزائرى