به او گرويدهاند و جمعى با او مخالفت نمودهاند و بين آنان جنگ و قتال بود ، آنان را بر اين وضع و حال ترك گفتم .
وقتى سخن عرب تمامشد . هرقل گفت : او را برهنه كنيد . ناگهان ديد ختنه شده است .
در اين هنگام هرقل گفت : اين شخصى كه اين مرد مىگويد به خدا سوگند همان پيامبرى است كه من در خواب ديدم ، نه آنچه كه شما مىگوييد ، جامههايش را به او بدهيد . . . « 1 » - تا آخر خبر - .
32 - دوست دارم على عليه السلام از بركت بخورد
اصل عاصم بن حميد : ابوبصير مىگويد : صاعى از رطب براى رسول خدا صلى الله عليه و آله آورده بودند ، آن حضرت صلى الله عليه و آله مقدارى از آن برداشت و سپس فرمود : آن را نزد على ببريد و او را روزه مىيابيد ، كسى از آن نخورد تا على افطار كند ؛ زيرا من ديشب خواب ديدم بركتى برايم آوردند و دوست دارم على از آن بخورد . « 2 »
33 - گِلهء رسول خدا صلى الله عليه و آله
مقاتل الطالبيين ابوالفرج : جرير بن حازم مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله را در خواب ديدم در حالى كه به تنه درختى كه زيد بن على بر آن بدار آويخته شده بود ، تكيه زده بود و به مردم مىفرمود : آيا اينگونه با فرزندانم رفتار مىكنيد ؟ ! « 3 »
34 - ترميم دست شكسته
مقاتل الطالبيين ابوالفرج : نصر خفّاف مىگويد : به همراه حسين بن على
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى : 2 / 289 ؛ بحارالأنوار : 15 / 229 / ح 52
( 2 ) - الأصول الستة عشر : 163 / ح 95 ؛ كافى : 3 / 113 / ح 1 .
( 3 ) - مقاتل الطالبيين : 144