از آن مرد پرسيدم : شما كيستيد ؟ گفت : على بن ابىطالب هستم . وسپس از خواب بيدارشدم در حالى كه مىگفتم : على بن ابىطالب .
مسعودى گويد : او در سال 248 از دنيا رفت و عمرش نود سال و اندى بود . و هيچكس به قدر او در جنگها شركت ننموده بود و هيچ زخم و جراحتى بر نداشت . « 1 »
14 - سفارش رسول خدا صلى الله عليه و آله دربارهء حضرت عبدالعظيم عليه السلام
فهرست نجاشى : احمد بن ابى عبداللَّه برقى مىگويد :
حضرت عبدالعظيم حسنى از ترس شاه زمان خود به شهر رى گريخت . و در سرداب خانهء يكى از شيعيان در « سكّة الموالى » سكونت گزيد . و پيوسته عبادت خدا مىكرد ، روزها روزه مىگرفت و شبها به نماز مىايستاد . و پنهان بيرون مىآمد و به زيارت قبرى كه اكنون در مقابل قبر اوست و كوچهاى فاصله است مىرفت و مىفرمود : اين قبر مردى از فرزندان امام موسى بن جعفر عليهما السلام است . و پيوسته در آنجا مىبود تا اين كه شيعيان يكى پس از ديگرى با خبر شده و وى را شناختند .
شخصى از شيعيان ، رسول خدا صلى الله عليه و آله را در خواب ديد كه فرمود : مردى از فرزندانم را از « سكّة الموالى » بر خواهند داشت و در باغستان عبدالجبّار پسر عبدالوهّاب در كنار درخت سيب مدفون خواهند كرد - و به محلى كه در آن مدفون است ، اشاره نمود - آن مرد به دنبال اين خوابى كه ديد به قصد خريدارى درخت سيب و مكان آن پيش عبدالجبّار ( صاحب باغ ) رفت .
عبدالجبّار به او گفت : اين درخت و جاى آن را براى چه مىخواهى ؟
هامش
( 1 ) - مروج الذهب : 2 / 564