- آرى ، آنان احتجاج كردند به شجره و ضايع نمودند ثمره را « 1 » .
2 - عوام الناس
( 1 ) سيد رضى در « نهج البلاغه » آورده : امير المؤمنين - عليه السلام - دربارهء « عوام الناس » فرمود : آنان كسانى هستند كه اجتماعشان مضر ، و پراكندگيشان نافع است . كسانى عرضه داشتند : زيان اجتماع ايشان معلوم ، ولى منفعت پراكندگى آنان چيست ؟ فرمود : زيرا پيشهوران و صنعتگران به كار خود مشغول شده و مردم از آنان بهرهمند مىگردند « 2 » .
3 - فاصلهء حق و باطل
( 2 ) امير المؤمنين - عليه السلام - فرمود : آگاه باشيد كه بين حق و باطل جز چهار انگشت فاصله نيست ، معناى آن را از آن حضرت پرسش نمودند ؛ امام - عليه السلام - چهار انگشت دست مبارك را جمع نموده ميان گوش و چشم خود قرار داد و آنگاه فرمود : باطل آن است كه بگويى شنيدم ، و حق اين كه بگويى ديدم « 3 » .
4 - سرزمين كربلا
( 3 ) ابو جحيفه مىگويد : عروهء بارقى نزد سعيد بن وهب آمد و از او جريانى را كه ديده بود سؤال نمود و من گفتارشان را مىشنيدم ، سعيد گفت : مخنف بن سليم مرا به نزد على - عليه السلام - فرستاد و من در كربلا خدمت آن حضرت رسيدم پس ديدم با دست به زمين كربلا اشاره نموده و مىفرمايد : « اينجاست ، اينجاست » .
مردى به آن حضرت گفت : يا امير المؤمنين اينجا چه مىشود ؟
فرمود : اينجا بارهاى آل محمد - صلّى اللّه عليه و آله - فرود مىآيد ، پس واى به
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 64 .
( 2 ) - نهج البلاغه ، حكمت ، 199 .
( 3 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 137 .