شده كه فرمود : مقصود از آن زكات واجب است .
راوى مىگويد : گفتم پس مقصود از : « و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء ؛ و اگر در پنهانى به فقيران ( آبرومند ) رسانيد . . . » . چيست ؟
فرمود : صدقات مستحب ، و ائمه - عليهم السلام - در فرائض اظهار نمودن را و در نوافل كتمان كردن و پوشيده نگهداشتن را مستحب مىدانستهاند « 1 » .
و از جمله قواعد فقهى كه از رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - نقل شده : « لا ضرر و لا ضرار » است ، كه آن بابى است از علم كه هزار باب از آن گشوده مىشود . و داستان آن چنين است كه : سمرة بن جندب درخت خرمايى در باغستانى متعلق به مردى از انصار داشت ، و منزل مسكونى انصارى بر در بستان واقع شده بود ، سمره براى رفتن به سوى درخت خرماى خود از منزل انصارى مىگذشت و از او اجازه نمىگرفت . انصارى نخست با زبان خوش به او تذكر داد و از او خواست تا موقع عبور از خانه اذن بگيرد سمره سر برتافت ، و چون انصارى اين بديد به نزد رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - شكايت برد و جريان را عرضه داشت رسول خدا موضوع شكايت داشتن انصارى را از اين كار خلاف سمره به او پيغام داد و از او خواست تا به هنگام ورود استيذان نمايد ، سمره ابا كرد ، تا اين كه رسول خدا در مقام قيمتگذارى درخت برآمده ولى او همچنان امتناع مىورزيد تا اين كه حاضر شدند چند برابر قيمتش را به او بدهند ولى بازهم قبول نكرد ، سرانجام رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - آن را با نخلى از بهشت مورد معاوضه قرار داد ، سمره نپذيرفت ، در اين موقع رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله به انصارى رو كرده و فرمود : برو درخت را بكن و آن را به نزد او بينداز « فانه لا ضرر و لا ضرار ؛ حقا كه ضرر رساندن و زير بار ضرر رفتن روا نيست » « 2 » .
مؤلف : جاى شگفت نيست اين كه كسى كه داراى نفسى خبيث و سرشتى
هامش
( 1 ) - فروع كافى ، كتاب الزكاة ، باب النوادر ، حديث 1 .
( 2 ) - فروع كافى ، ج 5 ، ص 292 ، حديث 2 .