دنياپرست ) مگر به واسطهء صداى كفش متملّقانى كه به دنبالشان راه مىروند ، آنگاه فرمود : براى چه آمدهاى ؟
گفتم : آمدهام از شما معناى شرف و مروّت و عقل را بپرسم .
امام - عليه السلام - فرمود : اما شرف ؛ كسى كه سلطان او را شريف بدارد با شرافت است . و اما مروت ؛ عبارت است از آراستن معيشت و اصلاح زندگى . و اما عقل ، پس كسى كه از خدا بترسد و پرهيزكار باشد خردمند است « 1 » .
27 - نعمتهاى الهى
( 1 ) ابىّ بن كعب در حضور پيامبر گرامى - صلّى اللّه عليه و آله - اين آيهء شريفه را خواند : «
وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً
« 2 » ؛ و تمام كرد خدا بر شما نعمتهايش را چه آشكارا و چه پنهان » .
در اين هنگام رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - به حضّار مجلس كه از جملهء آنها ابو بكر و عمر و عثمان و ابو عبيده و عبد الرحمن بود فرمود : بگوييد ببينم اول نعمتى كه خداوند به شما ارزانى داشته چيست ؟
آنان همگى از مال و ثروت و زن و فرزند سخن گفتند ، و چون ساكت شدند پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله - به على - عليه السلام - رو كرده به او فرمود : يا على ! تو هم بگو ، على - عليه السلام - شروع كرد به شمردن ، خداوند مرا از نيستى به هستى آورد مرا موجودى زنده قرار داد ، نه جامد و بىجان ، مرا انسانى متفكر و هوشمند قرار داد نه ابله و فراموشكار ، در بدنم قوا و مشاعرى آفريد كه به وسيلهء آنها آنچه بخواهم ادراك مىكنم ، در ساختمان وجودم شمع تابان خرد را آفريد ، مرا به آيين خودش هدايت نمود و از گمراهى نجات بخشيد ، برايم راه بازگشتى به حيات جاودان قرار داد ، مرا آزاد و مالك قرار داد نه برده و مملوك ، آسمان و زمينش را با آنچه كه در
هامش
( 1 ) - روضهء كافى ، ص 241 ، حديث 331 .
( 2 ) - سورهء لقمان آيهء 20 .