چنين است « 1 » .
19 - پرسشهاى اسقف نجران
( 1 ) پيشوا و عالم بزرگ طائفهء « نجران » نزد عمر آمده و از او سؤالاتى كرد عمر پاسخش را ندانسته او را به نزد حضرت امير - عليه السلام - رهبرى نمود ، اسقف در محضر آن حضرت - عليه السلام - پرسشهاى خود را مطرح كرد ، و اينك قسمتى از سؤالاتش :
مرا خبر ده از چيزى كه در دست مردم دنياست و از آن استفاده نموده و همچون ميوههاى بهشتى در آن كموكاستى پيدا نمىشود ؟
امير المؤمنين - عليه السلام - به او فرمود : آن قرآن است كه اهل دنيا تمام نيازمنديهاى خود را از آن مىگيرند و نقصانى در آن ظاهر نمىشود .
پرسيد ؛ اول خونى كه روى زمين ريخته شده چه خونى بوده ؟
آن حضرت - عليه السلام - فرمود : شما نصارى معتقديد كه آن ، خون هابيل فرزند آدم بوده كه برادرش قابيل او را كشته است ولى چنين نيست ، بلكه اول خونى كه روى زمين ريخته شده خونى بوده كه از رحم حوا به هنگام تولد قابيل خارج شده است .
اسقف گفت : راست گفتى .
20 - اساف و نائله
( 2 ) از حضرت امير - عليه السلام - از « اساف » و « نائله » و سبب پرستش قريش از براى آنها پرسش نمودند ؛ حضرت - عليه السلام - فرمود : آنان دو جوان زيبا بودهاند كه يكى از آن دو حالت تأنّثى داشته پس در موضع خلوتى از خانهء كعبه مرتكب فحشاء شده و خداوند آنان را به صورت دو سنگ مسخ نموده است پس قريش از
هامش
( 1 ) - توحيد ، صدوق ، باب 3 ، حديث 3 .