نفهميد . پس گفت : چطور خدا با همه سخن گفته و آنان نيز به او پاسخ گفتهاند ؟
امام - عليه السلام - به وى فرمود : آيا قرآن نخواندهاى كه خداوند به پيامبرش مىفرمايد :
«
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى
» .
« ياد كن اى پيامبر ! زمانى را كه بيرون آورد پروردگار تو از فرزندان آدم از پشتهاى ايشان ( يعنى از اصلابشان ) نسل ايشان را و گواه گردانيد آنها را بر خودشان و به آنان گفت : آيا پروردگار شما نيستم ؟ گفتند : آرى ، تو پروردگار ما هستى » .
پس بنا بر اين خداوند با تمام بنى آدم سخن گفته و ايشان نيز به او جواب دادهاند . و در جاى ديگر دارد كه آنان در ( عالم ذر ) به خداى خود پاسخ مثبت گفته و خداوند به ايشان فرموده : « منم خداى يگانه ، و منم بخشنده و مهربان » « 1 »
30 - سورهء هود
( 1 ) از امير المؤمنين - عليه السلام - پرسيدند ؛ آيا در قرآن مجيد سورهاى هست كه بيان كنندهء اسم خودش باشد ؟ فرمود : آرى ، سورهء « هود » كه خداوند در آن مىفرمايد :
«
ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها
» « 2 » زيرا وقتى كه لفظ « هو » ناصيه يعنى حرف اوّل دابه را با خود بگيرد « هود » مىشود « 3 » .
31 - هفت سؤال
( 2 ) مردى نزد امير المؤمنين - عليه السلام - آمده و گفت : از هفتاد فرسنگ دور به اينجا آمدهام تا هفت سؤال از شما بپرسم :
هامش
( 1 ) - خصائص ، سيد رضى ، ص 63 .
( 2 ) - سورهء هود ، آيهء 55 .
( 3 ) - اين را از بعضى شنيدم ( مؤلف ) .