اشعث گفت : به خدا سوگند ! هرگز مانند چنين جوابى نشنيده و نخواهم شنيد « 1 » .
15 - فلسفهء بعضى از افعال نماز
( 1 ) مردى از حضرت امير - عليه السلام - پرسيد ؛ بالا بردن دستها به هنگام گفتن تكبيرة الاحرام چه معنا دارد ؟
على - عليه السلام - فرمود : معنايش اين است كه خدا بزرگتر است ، يكتا و يگانه است ، مانندى ندارد ، با حواس و ادراكات ظاهرى لمس و ادراك نمىشود . پرسيد ؛ كشيدن گردن در حال ركوع چه معنا دارد ؟
فرمود : معنايش اين است كه به خدا ايمان آوردم اگر چه گردنم را بزند .
پرسيد ؛ معناى سجدهء اول چيست ؟
فرمود : معنايش اين است كه خدايا ! تو ما را از زمين آفريدهاى ، و معناى برداشتن سر از سجده اين است كه خدايا ! تو ما را از زمين بيرون آوردهاى ، و معناى سجدهء دوم اين است كه خدايا ! تو ما را به زمين برمىگردانى ، و معناى برداشتن سر از سجدهء دوم اين است كه خدايا ! تو بار ديگر ، ما را از زمين بيرون مىآورى ( در روز رستاخيز ) .
پرسيد ؛ گذاشتن پاى راست بر روى پاى چپ در حال تشهد چيست ؟
فرمود : معنايش اين است كه خدايا ! باطل را بميران و حق را برپا و استوار نگهدار .
پرسيد ؛ پس معناى گفتن امام « السلام عليكم » چيست ؟
فرمود : امام مترجمى است از طرف خداوند كه به اهل جماعت مىگويد : شما
هامش
خطبهء 19 نهج البلاغه به او خطاب كرده « اى منافق و كافرزاده ! » .تا كه سلونى بگفت * قلب عدو را بكفتاشعث و ذعلب بيفت * به خاك خذلان دوست( 1 ) - امالى ، صدوق ، مجلس 55 . توحيد ، صدوق ، ص 304 .