مشغول بود . اين بيت بگفت و بر [ برگى ] [ 1 ] نوشت و پيش او فرستاد .
شعر
للنحو وقت و هذا الوقت للكاس * و للندامى و شم الورد و الآس
كسائى بجواب بر ظهرش نوشت :
شعر
لو كنت تعلم ما فى النحو من حسن * الهتك لذته عن لذة الكأس
او كنت تعلم من فى الباب قمت له * سحبا على الوجه بل مشيا على الرأس
مأمون او را نوازش و انعام بسيار فرمود .
المعتصم بالله
ابو اسحق معتصم بن هارون بن مهدى بن محمد بن على بن عبد الله بن عباس هشتم است از عباس و هشتم خليفه و هشت سال و هشت ماه و هشت روز خلافت كرد و چهل و هشت سال عمر داشت و هشت پسر و هشت دختر و هشت هزار غلام داشت و هشت فتح بزرگ كرد و هشت بار هزار هزار دينار ميراث گذاشت . بدين [ اعتبار ] [ 2 ] او را خليفهء مثمن خوانند .
چون بخلافت نشست ، عمش ابراهيم بن مهدى با پسر خود هبة الله بر او سلام كردند و دستش ببوسيدند و ابراهيم بتعريف پسر خود گفت بنده زادهء تو هبة الله است و حال آنكه چون بنى عباس مأمون را خلع كردند و ابراهيم بن مهدى را خلافت دادند ، معتصم با او همين صورت كرده بود و بتعريف پسر خود واثق گفته ، بنده زادهء تو هارون است و اين هر دو صورت در يك خانه واقع بود و از عجايب حالاتست .
معتصم از عظماى ارباب تدبير و تميز و رأى و حزم و شجاعت بود . اول كسى كه از خلفا غلام ترك داشت او بود . كار بابك خرم دين قوت گرفته بود و تمامت آذربيجان و ارمن و بعضى از عراق مسخر گردانيده . معتصم ، اسحق بن ابراهيم بن مصعب را كه امير بغداد بود بجنگ او فرستاد . فريقين مدتى بحرب مشغول بودند . ظفر روى نمىنمود .
اسحق از خليفه مدد خواست . خليفه خيذر بن كاوس را كه از اسروشنهء ما وراء النهر
هامش
[ 1 ] - ق : بر برك مورد - م : برگ
[ 2 ] - م : سبب