از استوارترين دستگيرههاى ايمان آن است كه براى خدا دوست داشته باشى و دشمن بدارى و در راه او نيكى كنى يا بازدارى . « 1 »
چه بسا كسى از خوارى خردى به ستوه آيد كه او را در خوارى بزرگتر افكند . « 2 »
من خود هزار مورد را گواه اين حقيقت دارم كه فردى به مصيبتى گرفتار شده و در آن ناشكيبايى كرده و به مصيبتى سختتر و بزرگتر گرفتار آمده است .
هيچكس را دوست مشمار مگر آنكه اين پنج خوى را داشته باشد :
پنهان و پيدايش يكى باشد .
خوبى و بدى تو را خوبى و بدى خود ببيند .
قدرت و ثروت رفتار او را با تو تغيير ندهد .
چيز را كه بر انجام آن تواناست ، از تو دريغ نكند .
در سختىها تو را رها نكند . « 3 »
تمامى مردم به اين سه چيز نياز دارند : امنيت ، عدالت ، و فراخسالى . « 4 »
من اين حديث را در كتاب « مفاهيم انسانى در سخنان امام جعفر صادق ( ع ) » شرح دادهام و اينجا نيز آن را آوردهام زيرا آرزوى مردم را در هرزمان و مكانى در آنچه استوارى زندگى به آنهاست ، بيان مىكند .
هامش
( 1 ) - كافى : 2 / 125 ح 2 ، المحاسن : 1 / 165 ح 121 و ص 328 و 263 ، امالى شيخ صدوق : 674 ح 134 .
( 2 ) - تحف العقول : 366 ، بحار الانوار : 75 / 249 ح 86 .
( 3 ) - كافى : 2 / 639 ح 6 ، تحف العقول : 366 ، الخصال : 277 ح 19 .
( 4 ) - بحار الانوار : 75 / 234 ح 44 .