« نوميدى يكى از دو راحتى است « 1 » و كمى عيال يكى از دو آسانى است « 2 » و علم يكى از دو زندگى است « 3 » و دوستى يكى از دو نزديكى است « 4 » و نام نكو بردن يكى از دو عمر است « 5 » و نادانى يكى از دو مرگ است « 6 » و زن فرمانبردار يكى از دو آسايش است « 7 » و غم خوردن يكى از دو پيرى است « 8 » و شهوت يكى از دو گمراهى است . » « 9 »
توضيح : راحتى دوم در برابر نوميدى ، رسيدن به آرزوست . آسانى دوم در داشتن مال است . آن زندگى كه در برابر علم است زندگى اخروى است .
نزديكى دوم نزديكى نسبى است . عمر دوم عمر زندگانى خود انسان است .
راحتى دوم در برابر راحتى زندگى زناشويى ، راحتى از هزينهها و مشكلات ازدواج است . گمراهى دوم گمراهى نادانى است زيرا انسان يا به دليل ناآگاهى يا به علت شهوت نفسانى ، از راه حق گمراه مىشود .
« مردم به زمانه خود شبيهترند تا به پدرانشان . » « 10 »
هامش
( 1 ) - شرح النهج : 16 / 98 ، 19 / 50 .
( 2 ) - نهج البلاغه : حكمت 140 .
( 3 ) - غرر الحكم : 1626 .
( 4 ) - غرر الحكم : 1627 .
( 5 ) - غرر الحكم : 1628 .
( 6 ) - لسان العرب : 14 / 213 .
( 7 ) - غرر الحكم : 1633 .
( 8 ) - غرر الحكم : 1634 .
( 9 ) - مستدرك الوسائل : 12 / 94 ح 13651 .
( 10 ) - المئه المختاره از جاحظ در حاشيه كتاب الشهاب قضاعى مغربى ( نسخه خطى ) : سخن چهارم ، الصواعق المحرقه : 120 و بعد از آن باب 9 فصل 2 و 4 ، ينابيع الموده : 2 / 412 شماره 90 چ اسوه ، نهج البلاغه صبحى صالح : باب حكم 469 به بعد .