پرداخت و تنها براى رسيدن به اين هدف است كه ( اين مزدوران ) ، از هيچ تلاشى براى ايجاد تفرقه و تضعيف نيروى عربها و مسلمانان فروگذار نخواهند كرد . اما خدا را سپاس كه مردم خرابكاران و مفسدان ( عقيدتى ) را پست شمرده و به آنان بىتوجهند .
نويسنده پس از پايان حملهاش عليه دار التقريب ، با هدف فتنهانگيزى و ايجاد شكاف ، به علماى نجف اشرف تاخته تا از اين رهگذر ميان آنان و علماى الازهر شريف اختلاف آفرينى كند و از تراوشات موهوم و خيالى ذهن خود چيزهايى را بافته كه هيچ خردمندى آن را باور ندارد . او مىگويد : « علماى نجف كتابى به نام الزهراء در سه جلد نوشته و در آن امير مؤمنان عمر بن خطاب را مورد حمله قرار دادهاند . » « 1 »
پناه بر خدا كه اوليا و علما و برگزيدگان دينش به ژرفايى اينچنين سقوط كنند كه نتيجهاى جز نابودى نخواهد داشت . نويسنده انگيزههاى درونى خود را در آنچه مىگويد ، به نمايش مىگذارد و از اين تراوشات موهوم به شيوهاى دفاع مىكند كه هيچ بيمار غير قابل درمانى به آن شيوه پناه نمىآورد . او با اين كار خود تلاش مىكند كه علماى الازهر را به مخالفت با بيانيه صادره از سوى استاد بزرگ ( مفتى ) دانشگاه مبنى بر مجاز بودن تدريس فقه جعفرى بكشاند .
استادى كه دريافت اين كار به سود وحدت و تفاهم ميان مسلمانان خواهد بود و تمامى راههاى تخريب و تفرقه را خواهد بست و فضا براى نزديكى و همدلى فراهم خواهد كرد .
حال فرض را بر اين بگيريم كه كتابى به نام « الزهراء يا العنقاء و با هر محتواى ديگرى منتشر شده باشد . چه مجوزى براى نسبت دادن آن به تمامى
هامش
( 1 ) - الخطوط العريضه : 6 .