دشنهاى ترسناك و سه پهلو در دست داشت . بدن بلند بالايش را جوشن پوشانده بود و آهن سر و ساقهايش را مىپوشاند . در تمامى تنش هيچ شكافى يافت نمىشد كه شمشير دشمن را بر آن راه باشد . . .
على با قامتى موزون ، بدون زره و تنها با يك شمشير به سوى وى پيش رفت . مسلمانان و يهود همگى مىپنداشتند كه فرجام على ( ع ) فرا رسيده است . . .
اما على توانست از به تن نداشتن زره و جوشن و سبكى ناشى از آن بيشترين بهره را بجويد و مرحب را واگذاشت تا با زره و جوشن و دشنهاش به سوى او پيش آيد . . . هنگامى كه دندانه دشنه در آستانه نشستن بر سينه على بود ، على ناگهان عقب نشست و با پرش به هوا از ضربه مرحب جا خالى كرد و در همان حال با هجوم خود با تمامى نيرو شمشير را بر سر مرحب فرود آورد . آهن روى سر مرحب شكافته شد و شمشير على بر جمجمه وى فرود آمده ، آن را به دو نيم كرد . مرحب در ميان بيم و شگفتى يهود و فريادهاى پيروزى لشكر مسلمانان ، به زمين افتاد . على ( ع ) و مردانش به سرعت به سوى در دژ شتافته و با تمامى نيرو به كوبيدن آن پرداختند تا آنكه آن را به اشغال درآوردند . يهود سرگشته از مرگ مرحب با هراس به دژ ديگرى فرار نمودند ، اما مقاومت آنان ديرى نپاييد و به زودى اعلام كردند كه آماده تسليم گشتهاند . » « 1 »
دروازه خيبر
مردم درباره از جا كندن دروازه دژ خيبر توسط على ( ع ) بسيار سخن گفتهاند .
اين سخنان با آميزهاى از اسطوره و خيالپردازى همراه است .
هامش
( 1 ) - روزنامه مصرى المساء : شماره 27 سال 1961 .