تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الإمام علي ( ع ) ( فضيلتهاى امام على ع ) ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
كه در انديشه سفارش فرمانده‌اش محمد ( ص ) بود كه فرمود : به آرامى و نرمى پيش رو تا آنجا كه به عرصه اردويشان درآيى ، سپس آنان را به اسلام فرا خوان ، چراكه اگر خداوند به دست تو مردى را هدايت نمايد براى تو از شتران سرخ موى بهتر است . على ( ع ) تصميم گرفت آنان را به اسلام فرا خواند شايد كه بپذيرند . . . پس پيش رفت و آنان را به آيين اسلام دعوت نمود اما به ريشخند وى پرداختند . آن‌گاه از آنان خواست كه با مسلمانان به نبرد تن به تن بپردازند . يهود دليران خود را براى نبرد با وى فرستادند . حارث نخستين آنان بود كه على وى را از پاى درآورد و بعد از وى مردى ديگر كه او نيز بدست على به هلاكت رسيد . اينجا بود كه از ميان مسلمانان فريادهاى ريشخند نسبت به نيروى دلاوران يهود به گوش رسيد . على ( ع ) از دلاوران خيبر درخواست كرد كه مردى پيش آورند كه در ميدان نبرد استوار باشد . اين‌چنين بود كه مرحب وارد كارزار شد . او در حقيقت سالار جنگجويان خيبر بود . « 1 » مرحب با شكمى برآمده و پر غرور ، مطمئن به خود و هيكلى سترگ و وحشت‌زا پا به كارزار گذاشت .
هامش
( 1 ) - مرحب هنگام خروج مىگفت :قد علمت خيبر انى مرحب * شاكى السلاح بطل مجرب اطعن احيانا و حينا اضرب * اذا الليوث اقبلت تلهب كان حماى كالحمى لا يقربخيبر دانست كه من مرحب هستم ، سراپا مسلح و قهرمانى كار آزموده‌ام . گاهى ( شمشيرم را ) در تن فرو مىبرم و گاهى ضربه مىزنم هنگامى كه شيران ملتهب و شعله‌ور پيش آيند آنقدر ( از خشم ) شعله‌ورم كه كسى را ياراى نزديكى به گرماى من نيست .