تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الإمام علي ( ع ) ( فضيلتهاى امام على ع ) ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
هامش
نويسنده شواهد التنزيل : 1 / 512 ح 545 تحقيق محمودى ، از جابر بن عبد اللّه روايت مىكند كه : هنگامى كه عتبه بن ربيعه در روز بدر به قتل رسيد دخترش هند ، بر وى و عموى خود شيبه و برادرش وليد سوگ آورده و در شعرى بنىهاشم را هجو نمود . هنگامى كه هجو وى به گوش مسلمانان رسيد ، حسان ( بن ثابت ) خواست جوابش دهد كه عمره خواهر عبد اللّه بن رواحه به او پيغام داد كه جوابش را به من واگذار . هجو هند اين بود :انى رأيت نساء بعد اصلاح * فى عبد شمس فقلبى غيرمرتاح هاجت لها أعين تترى و تتبعها * من رأس محزونة ما إن لها لاح لما تنادت بنوفهر على خنق * و الموت بينهم يسعى للأرواح ناديت أسدا الآساد حضارمة * الى الكفاح فما آبوا بتفتاحهمانا من زنانى را بعد از پايان نبرد در عبد شمس ديدم و دلم آرام نيست چشم‌هايى بسيار اشك ريز با ديدنشان به گريه افتاد كه به دنبال آن فرياد زنى سوگوار است آن هنگام كه آنان را ديد وقتى كه فرزندان فهر در هنگامه سختى و هنگامى كه مرگ در كمين جانشان بود يكديگر را فرياد مىكردند شيرى را براى مبارزه با شيران سخاوتمند خواندم كه تا آن ظفر روى برنگرداندند . تا آنجا كه گفت : عمره خواهر عبد اللّه بن رواحه چنين پاسخش داد :يا هند صبرا فقد لاقيت مهبلة * يوم الأعنه و الارماح فى الراح إذ الفوارس من أوس كأنهم * سرج اضاءت على خدر و ألواح تغدو بهم ضمر كمت مسومه * الى الكفاح عليها كل كفاحو يا :و الداعيان على و ابن عمته * امست جلايلهم منها بأتراح يا هند أن تصبرى فالقتل عادتنا * هذا أخوك على مدحوة الداحاى هند شكيبا باش كه سوگ عزيزانت را ديده‌اى در روزى كه اسب‌ها مىتاختند و نيزها بر كف دست‌ها بود