آنان حركت نمىكرد ، ولى ابن زبير او را تشويق كرده است ! » « 1 » .
( 1 )
5 - ابو سعيد
« ابو سعيد » قيام امام را محكوم كرد و گفت : « حسين ، ما را به قيام فراخواند ، من به او گفتم : از خدا پروا كن و در خانهات آرامگير و عليه رهبرت قيام مكن ! » « 2 » .
( 2 )
6 - عمره دختر عبد الرحمن
« عمره دختر عبد الرحمن » « 3 » به دوستى بنى اميه پايبند بود و بر سلطنت آنان بيم داشت . وى ، نامهاى به امام نوشت و قيامش بر ضد يزيد را امرى خطرناك دانست و آن حضرت را به فرمانبردارى و همراهى جماعت ، تشويق نمود و از قيام برحذر داشت چرا كه وى به سوى قتلگاهش سوق داده خواهد شد . وى در نامهاش نوشت از عايشه شنيده است كه وى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله روايت مىكرد كه حضرت فرمود : « پسرم حسين كشته خواهد شد » .
( 3 ) هنگامى كه امام نامه وى و سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مورد كشته شدنش را خواند ، فرمود : « در اين صورت چارهاى جز كشته شدنم نيست » « 4 » .
هامش
در سال 104 ه فوت كرده ، تهذيب التهذيب 12 / 116 .
( 1 ) ابن كثير ، تاريخ 8 / 162 .
( 2 ) ذهبى ، تاريخ اسلام 5 / 8 .
( 3 ) عمره دختر عبد الرحمن بن سعد انصارى مدنى ، در دامن عايشه رشد كرد و از او روايت كرد . وى داناترين مردم به احاديث عايشه بود ، در سال 103 ه . درگذشت ( تهذيب التهذيب 12 / 438 ) .
( 4 ) ابن عساكر ، تاريخ 14 / 209 .