تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
( 1 ) به سوى دختران رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سنگى پرتاب شد كه نامه‌اى را به آن بسته بودند ، در آن نوشته شده بود قاصدى در مورد شما به سوى يزيد رفته است ، پس هرگاه صداى تكبير را شنيديد ، يقين كنيد كه هلاك خواهيد شد و اگر صداى تكبير را نشنيديد ، اين امانى براى شما خواهد بود . آنان براى رسيدن جواب ، وقتى را تعيين كرده بودند . زنان به شدت پريشان و مضطرب شدند . دو روز پيش از رسيدن پيك ، سنگ ديگرى بر آنان انداخته شد ؛ در آن نامه‌اى بود كه به ايشان مىگفت : « وصيت كنيد و سفارشهاى خود را بنماييد كه رسيدن پيك ، نزديك شده است » . ( 2 ) پس از پايان مدت ، دستور يزيد به انتقال اسيران به دمشق رسيد . « 1 » بعضى از منابع بيان مىكنند كه يزيد تصميم داشت تا همهء نسل امير المؤمنين عليه السّلام را ريشه كن سازد ، ولى وى پس از آن ، از اين تصميم خود منصرف شد و آنان را بخشيد « 2 » . ( 3 )

ربودن حضرت على بن الحسين عليه السّلام

يكى از كوفيان ، امام زين العابدين عليه السّلام را ربود و او را در خانهء خويش مخفى ساخته ، به خدمت و احترام وى مشغول گشت ، هر وقت بر آن حضرت وارد مىشد ، به شدت مىگريست كه امام نسبت به وى خوش‌گمان شد ، ولى مدت اندكى بيش نگذشت كه منادى ابن زياد ، ندا داد كه هر كس على بن الحسين را بيابد و او را بياورد ، سيصد درهم به او داده مىشود ، هنگامى كه آن
هامش
( 1 ) ابن اثير ، تاريخ 4 / 84 . ( 2 ) الوافى 3 / 298 .