تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
كوفى اين را شنيد ، به سرعت نزد امام رفت و طنابى به گردن آن حضرت افكند و دست و پايش را با طناب بست ، او را به آنان تحويل داد و پولها را دريافت نمود « 1 » . اين كار عجيب ، تصويرى از ميزان خودفراموشى آن جامعه در راه ماديات و فدا كردن خود در راه به دست آوردن آنها ، به هر صورت ممكن به ما مىدهد . ( 1 )

پشيمانى ابن سعد

پليد ناپاك ، عمر بن سعد ، به شدت از اقدام به آن جنايت زشت ، پشيمان شد ؛ زيرا يكى از نزديكانش ، هنگام بازگشت وى از كربلا ، حال وى را پرسيد و او گفت : « هيچ بشرى به سوى خانواده‌اش برنگشته است با چيزى بدتر از آنچه من با آن برگشته‌ام . فاجر ستمكار ، ابن زياد را فرمان بردم و خداوند حاكم عادل را معصيت نمودم ، خويشاوندى شريف را قطع كردم و كار بزرگى را مرتكب گشته‌ام « 2 » . اما ، پشيمانى براى وى چه سودى دارد پس از آنكه خون عترت پاك را ريخت و رشته‌هاى خويشاوندى كسانى را قطع كرد كه خداوند مودت آنان را فرمان داده است . ( 2 )

ابن زياد ، نامه را از ابن سعد طلب كرد

ابن زياد ، در معرض موجى گسترده از انتقاد همهء محافل روبه‌رو گرديد
هامش
( 1 ) مرآة الزمان فى تواريخ الاعيان ، ص 98 . المنتظم ، 5 / 345 . ( 2 ) الاخبار الطوال ، ص 260 . سير اعلام النبلاء 3 / 303 . انساب الاشراف 3 / 414 - 415 .
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 425 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد حسين محفوظى اهوازى