على بن ابى طالب ، جدّ من و فرزندان و عترت پاك نيكوكارش انجام دادهايد كه افتخار كنندهء شما ، به آن افتخار مىكند :
قد قتلنا عليكم و بنيه * بسيوف هندية و رماح
و سبينا نساءهم سبى ترك * و نطحناهم فأى نطاح
« علىّ شما و فرزندانش را كشتيم ، با شمشيرهايى هندى و با نيزهها » .
« و زنانشان را همچون اسيران ترك ، به اسارت برديم و با آنان ستيز كرديم چه ستيزى ! » .
( 1 ) در دهان تو اى گوينده خاك سنگريزه باد كه به كشتن قومى افتخار كردهاى كه خداوند آنان را پاك و طاهر گردانيده و پليدى را از آنان دور ساخته است ، پس خشم خود را فرو بر و بر جاى خود بنشين آنگونه كه پدرت بر جاى خود نشست كه هر كسى را آنچه خود به دست آورده و عمل نموده است باشد .
( 2 ) واى بر شما ! فضائلى كه خداوند متعال به ما داده بر ما حسد برديد ، اين فضل الهى است كه به هركس بخواهد مىدهد ، در حالى كه او صاحب فضل عظيمى است ، كسى كه خداوند براى او نور قرار نداده ، نورى برايش نيست . . . » « 1 » .
( 3 ) زادهء نبوت و امامت ، در خطابهء عظيم خويش از مسائل بسيار مهمى سخن گفته است كه عبارتند از :
1 - وى به محنت جدّش امام امير المؤمنين عليه السّلام پيشواى حق و عدالت در زمين ، اشاره نمود ، محنتها و سختيهايى كه تحمل كرد تا اينكه در خانهاى از
هامش
( 1 ) ابن طاووس ، لهوف 194 - 197 ، ابن نما ، مثير الاحزان ص 87 . عبد اللّه ، مقتل الحسين عوالم 17 / 379 - 380 .